در « 1 » خزانه هيچ نقد نيست و حيرت بر من مستولى شده است ، و مرا بدين سبب تقسّم « 2 » خاطر آورده ، من گفتم : امير المؤمنين در دولت باقى باد ، از مال معتصم دويست هزار دينار سرخ نقد كردهام و در خزانه نهادهام « 3 » و او را اين ساعت بدان حاجت نيست ، چه « 4 » به اقبال روزافزون امير المؤمنين احوال دولت او « 5 » منتظم است ، اگر فرمان باشد به خزانه رسانم . مأمون چون اين سخن « 6 » بشنيد راست بنشست و روى او برافروخت و آثار فرح در جبين او ظاهر شد . گفت : خداى عز و جل ترا به « 7 » بهشت مژده دهاد « 8 » .
همين ساعت برو و آن زر بيار . پس « 9 » برفتم « 10 » و آن زر را « 11 » بر اشتران بار كردم و به خدمت او آوردم . فرمود كه چون اين خدمت به موقع و سعى « 12 » به جايگاه كردى اين را تمام كن ، دوات و قلم بخواه « 13 » و تفصيل « 14 » كن كه اين مال به كه « 15 » مىبايد داد . من دوات و قلم برگرفتم و امير المؤمنين املا مىكرد و من مىنوشتم « 16 » . تمامت آن دويست هزار دينار سرخ را بر وجوه « 17 » معارف « 18 » وايمه و قضات تفرقه كرد ، و چون حساب كردم پنج هزار دينار مانده بود ، فرمود كه اينقدر حق السّعى « 19 » تو بايد . اين را به خانه بر و
هامش
( 1 ) متن + خرج
( 2 ) متن و مج : تقسيم
( 3 ) مپ 2 - و در خزانه نهادهام ، مج - ام
( 4 ) متن : جز
( 5 ) متن و مپ 2 : را
( 6 ) مپ 2 - سخن
( 7 ) متن و مج - به
( 8 ) متن + گفت ، مج + پس گفت
( 9 ) مج + حاجب نوبت را فرمان داد تا با من بيايد
( 10 ) مج - برفتم
( 11 ) متن و مپ 2 - و آن زر را
( 12 ) متن - سعى
( 13 ) مپ 2 : برگير
( 14 ) مج :
نسختى
( 15 ) مپ 2 : چندكس
( 16 ) مپ 2 + تا
( 17 ) مج + حشم و
( 18 ) مپ 2 و مج : معاريف
( 19 ) مج : اجر سعى ، مپ 2 :
حق سعى