ركيك باشد ، عرصهء سراى « 1 » سعادت « 2 » ابدى « 3 » با آن يار بايد كرد ، و همچنانكه به تيغ آبدار « 4 » آن را « 5 » در ضبط مىآرى به « 6 » بسط عدل و نشر مروت و تقديم اعمال صالح « 7 » آن سراى ديگر را هم « 8 » در حكم خود مىبايد آورد « 9 » . اسكندر بدان سخن تسلّى يافت و بر استاد آفرين كرد لاجرم چون همت او « 10 » عالى بود عرصهء عالم را تمامت در مدتى اندك مضبوط گردانيد وصيت او در آفاق عالم « 11 » منتشر گشت و « 12 » تا « 13 » دامن قيامت « 14 » باقى ماند « 15 » .
[ بضاعت يعقوب شمشيرى است كه در دست اوست و بدان ملك شرق و غرب را خواهد گرفت ]
حكايت ( 4 ) آوردهاند كه چون يعقوب ليث از حد صبا به حد بلوغ رسيد پيرى كه نزديكتر « 16 » اقارب او بود او را گفت كه خاطر من به حال « 17 » تو ملتفت است ، دست پيمانى راست كن تا كسى از بهر تو بخواهم .
يعقوب گفت : آن را كه من مىخواهم دست پيمان راست كردهام . آن « 18 » پير گفت : من « 19 » ترا استظهارى نمىدانم ، اگر دست پيمانى راست كردهاى . آن « 18 » پير گفت : من « 19 » ترا استظهارى نمىدانم ، اگر دست پيمانى راست كردهاى « 20 » به من نماى تا ببينم . بعقوب به خانه رفت و شمشيرى برون آورد و گفت :
بدان « 21 » اى پدر « 22 » كه « 23 » ملك مشرق « 24 » و مغرب را « 25 » خطبه خواهم كرد « 26 » ، او « 27 » را دست پيمانى « 28 » به ازين نيست
هامش
( 1 ) مج - سراى
( 2 ) مپ 2 - سعادت
( 3 ) مج + را
( 4 ) متن : منع آيد ، مپ 2 : چنان كه آيد ، مج : و همچنان اين سراى را به تيغ آبدار
( 5 ) مج - آن را
( 6 ) متن - به
( 7 ) بنياد : صلاح
( 8 ) مج و بنياد - هم
( 9 ) مپ 2 - به بسط عدل . . . آورد
( 10 ) مج : همت او چنانچه
( 11 ) مپ 2 - عالم
( 12 ) مج - در آفاق عالم منتشر گشت و
( 13 ) متن + در
( 14 ) بنياد - در آفاق . . . قيامت
( 15 ) مپ 2 + و السلام
( 16 ) متن - تر ، مج :
بزرگتر
( 17 ) متن : جمال
( 18 ) مپ 2 و مج : آن
( 19 ) مپ 2 - من
( 20 ) مپ 2 - اگر دست . . . كردهاى
( 21 ) مپ 2 - بدان
( 22 ) مج - اى پدر
( 23 ) مج + من
( 24 ) مپ 2 + را
( 25 ) متن و مپ 2 و بنياد - را
( 26 ) مپ 2 و مج و بنياد + و
( 27 ) مج و بنياد : آن
( 28 ) متن و مپ 2 پيمانه ، مچ : پيمان