غلام گفت : همّتى أن « 1 » أعتق « 2 » رقيقا و اشترقّ بالاحسان . حرّا « 3 » گفت همت من آنست كه بندهاى « 4 » آزاد كنم يا آزادى بندهء احسان « 5 » گردانم . مالك « 6 » مسمع پسر « 7 » را گفت : انت انجب « 8 » من ولدى « 9 » ، از « 10 » شما هر دو كس « 11 » كه در پيش من ايستادهايد تو نجيبترى . بدين كلمه كه از آن بوى علوّ همت مىآيد ، هم اسم فرزندى يافت و هم تفضيل در نجابت « 12 » . و آن همه اثر علو همّت بود « 13 » چنان كه گفتهاند :
بيت
با همت باز باش و با كبر پلنگ * زيبا بگه شكار و فيروز به جنگ
كم كن بر عندليب و طاوس درنگ * كانجا همه آوازست اينجا همه رنگ « 14 »
[ محمود غزنوى وقتى كه احمد عبد الصمد او را از تصرف رى منع كرد گفت اگر زيادهطلبى نكنيم زيادهطلبان بر ما چيره شوند و در ملك ما طمع كنند ]
حكايت ( 7 ) آوردهاند كه چون سلطان محمود « 15 » از نيشابور بر سمت ممالك « 16 » رى مىخواست رفت بر عزم آنكه ولايت عراق را ضبط كند چون « 17 » آن عزيمت تصميم پذيرفت احمد بن « 18 » محمد بن عبد الصمد « 19 » كه صدر وزارت به مكان او آراسته بود اين را نمىپسنديد و آن سفر را صواب نمىديد . روزى در خدمت سلطان گفت « 20 » : كه امروز تمامت ملك
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : لان ، مج - ان
( 2 ) متن : افيق
( 3 ) متن و بنياد - حرا
( 4 ) مج : بنده را
( 5 ) مج : ارادى را به احسان بنده
( 6 ) متن و مپ 2 :
ملك
( 7 ) مپ 2 - پسر
( 8 ) متن : الحبيب ،
( 9 ) متن و مپ 2 - من ولدى
( 10 ) مپ 2 - از
( 11 ) مپ 2 - كس
( 12 ) مج : درجات
( 13 ) مپ 2 - هم اسم فرزندى . . . همت بود
( 14 ) مج و بنياد دو بيت فوق را ضبط نكرده
( 15 ) مج + سبكتكين .
( 16 ) مپ 2 : ملك ، مج : مملكت
( 17 ) مپ 2 - چون
( 18 ) مج - احمد بن
( 19 ) مج - عبد الصمد
( 20 ) متن و مپ 2 : گفتند