گفت : مرا دريغ مىآيد كه جان شريف و عمر عزيز خود را در معالجت و « 1 » اصلاح دو من روى « 2 » به فنا رسانم و چون مىدانم كه « 3 » هر آينه روزى جام فنا نوش مىبايد كرد بارى چيزى طلبم كه اگر بيابم نامى بماند و « 4 » اگر نيابم در راه طلب « 5 » كشته شوم « 6 » و معذور گشته « 7 » به آخرت شتابم « 8 » .
لاجرم بهسبب اين همت برسيد « 9 » بدان مقام كه رسيد و حكايت « 10 » وى درين كتاب بسيار آمده است « 11 » ، به تكرار حاجت نيايد « 12 » .
[ اسكندر شكوه مىكرد كه فراخناى جهان به چشم همت من تنگ مىنمايد ]
حكايت ( 3 ) آوردهاند كه در آن مدت « 13 » كه اسكندر از حدّ روم بر عزم « 14 » ضبط عرصهء جهان حركت مىخواست نمود روزى متفكر و متأمّل نشسته بود . ارسطاطاليس آثار « 15 » فكرت و تنگدلى بر وى « 16 » مشاهده كرد و گفت : چون امور ملك « 17 » و اسباب « 18 » دولت بر استقامت است و خزانه به مال مشحون ، و لشكر در طاعت ، و بلاد « 19 » در انقياد « 20 » ، سبب رنجورى دل چيست ؟ اسكندر گفت : كه چون « 21 » عرصهء جهان از اين فراختر نيست « 22 » شرم مىدارم از بهر ضبط اينقدر حركت نمودن . ارسطاطاليس گفت :
شك « 23 » نيست كه همت بلند مقصور گردانيدن بر « 24 » ضبط اينقدر از تو
هامش
( 1 ) مپ 2 - معالجت و
( 2 ) مج : رويين
( 3 ) مپ 2 : معلوم است
( 4 ) متن - كه اگر بيابم نامى بماند و ، مج : نامى از اين بماند و
( 5 ) مپ 2 :
در آن
( 6 ) مپ 2 - شوم
( 7 ) مپ 2 + شوم
( 8 ) مپ 2 - به آخرت شتابم
( 9 ) مپ 2 - برسيد .
( 10 ) مپ 2 - كه رسيد
مج : حكايات
( 11 ) مپ 2 : ذكر كردهاند
( 12 ) مپ 2 - به تكرار حاجت نيايد ، نسخه بنياد اين حكايت را ننوشته است
( 13 ) مج : روزى چند
( 14 ) متن و مپ 2 - عزم
( 15 ) متن و بنياد با ، مپ 2 - آثار
( 16 ) مپ 2 - وى
( 17 ) مج : مملكت
( 18 ) مپ 2 - اسباب
( 19 ) مج : عباد
( 20 ) مپ 2 - و بلاد در انقياد
( 21 ) مپ 2 - چون
( 22 ) مج : فراخوز همت من نيست
( 23 ) متن : تنگ ، بنياد : نيك
( 24 ) متن : و