خراسان و ماوراء النّهر و بلاد هندوستان و سند « 1 » و اطراف و حوالى آن در تصرّف بندگان پادشاه « 2 » است و برين « 3 » زيادت مملكت « 4 » گرفتن حاجت نيست ، كه « 5 » خطر مصاف اختيار بايد كرد و در روى « 6 » رى لشكرى است كه چون رايت دولت پادشاه بينند يك ساعت ثبات نكنند « 7 » و « 8 » در ساعت روى به گريز نهند ، و « 9 » اگر پادشاه صواب بيند و « 10 » توقف فرمايد دولت او خود آن مهم را كفايت كند « 10 » . سلطان محمود فرمود كه ملك « 11 » دو « 12 » است يكى ملك « 13 » قناعت و يكى ملك جهاندارى « 14 » و ما ملك قناعت نگرفتهايم « 15 » تا « 16 » بدينقدر كه داريم « 17 » اختصار « 18 » كنيم بلكه تيغ ملك جهاندارى بگرفتهايم « 19 » ، اگر « 20 » زيادت نطلبيم « 21 » زيادتطلبان با ما درين مضايقت كنند و به مسامحت مساعدت ننمايند . و نيز ما را بندگانند كه اميدوار عاطفت و نواخت ما « 22 » باشند و دشمنانند كه پيوسته از ما خايف و ترسان « 22 » باشند و اگر ما خطر مصاف اختيار نكنيم « 23 » نه دوستان به اميد رسند و نه دشمنان ما « 24 » را « 25 » آن خوف زيادت شود « 26 » ، بلكه در ملك طمع كنند و ما بدين كاهلى هرگز از
هامش
( 1 ) مپ 2 و مج - و سند
( 2 ) مپ 2 - پادشاه
( 3 ) مپ 2 : بدين
( 4 ) مج : ممالك
( 5 ) مج : و
( 6 ) مپ 2 و بنياد - روى
( 7 ) مپ 2 - يك ساعت ثبات نكنند
( 8 ) بنياد : بلكه
( 9 ) مج - و در روى رى . . . گريزانهند و
( 10 ) مج - و
( 11 ) متن : گرداند ، مج - دولت او خود آن مهم را كفايت كند
( 11 ) مپ 2 - ملك
( 12 ) مج + ملك
( 13 ) مج - ملك
( 14 ) مج : و ديگر جهان
( 15 ) مپ 2 - كه ملك دو است . . . نگرفتهايم ، مج - و ما ملك قناعت نگرفتهايم
( 16 ) مپ 2 : ما ، مج : و
( 17 ) مج + اگر
( 18 ) مج : اختيار
( 19 ) مج - بلكه [ به ] . . . بگرفتهايم
( 20 ) مج : و
( 21 ) متن و مپ 2 - زيادت نطلبيم ، بنياد : بطلبيم
( 22 ) مج + مى
( 23 ) متن و مپ 2 - و نيز ما را بندگانند . . . اختيار كنيم
( 24 ) متن و مپ 2 :
خود
( 25 ) متن و مپ 2 + از
( 26 ) متن : نبود ، بنياد : نه دشمنان را خوف باشد