مزاج و روح حيوانى است ، پس « 1 » هركدام شخص « 2 » كه به اعتدال اقرب باشد ، به خلق حسن و ملكهء كريمه « 3 » انسب نمايد و اين نسبت قرب « 4 » به موهبت ربّانى منوط است و به سابقهء عنايت سبحانى مربوط ، هر آينه اين نعمت اخلاق عطيّت وهبى باشد نه كسبى . « 5 »
شعر « 6 »
تو به قوّت خليفهاى به گهر 38 * قوّت خويش را به فعل آور
همه مقصود آفرينش كون * تويى اى غافل از معونت « 7 » و عون
وز درون تو هست از پى دين * صد هزار آسمان فزون و زمين
خشم و شهوت به هركجا خرد است * سبب جمع نيك و دفع بد است
از پى نفع و دفع « 8 » قوّت و جاه * با تو خشم است و آرزو همراه « 9 »
چون بنابراين مقدّمات ، ملوك و سلاطين را بهواسطهء شمول قدرت و حصول قوّت ، شيوع و تعديه در آثار و اخلاق و ملكات بيشتر باشد و نفع و ضرّ خوى نيك و بد ايشان ميان « 10 » افراد انسان زودتر عيان نمايد ، لاجرم هرپادشاهى كه از به دو فطرت به مكارم اخلاق مجبول و مخلوق شده باشد ، آن عطيّه بهترين عطاياى الهى باشد و فوايد آن موهبت ، غيرمتناهى « 11 » . از آنكه فايدهء آن خلق كريم در دنيا و آخرت به نفس نفيس او رسد و اثر آن به خدم و حشم ، بلكه در « 12 » عامّهء امم ظاهر شده « 13 » ، موجب شكر و ثنا و باعث خيرخواهى و دعا گردد . اگر مثلا پادشاه سخىّ و جوانمرد باشد ، خاطرهاى رعايا و سپاهى و جميع اركان پادشاهى « 14 » با او در مقام اخلاص و محبّت باشد « 15 » كه الانسان عبيد الاحسان 39 ، و به خلوص « 16 » اعتقاد متوجّه خدمت و عبوديّت او گردند و اين معنى موجب نظام ملك و مال و مستدعى ذكر جميل در حال و مآل گردد و اگر چنانچه بر خلاف مكارم
هامش
( 1 ) . م : در .
( 2 ) . م : - شخص .
( 3 ) . م : كريم .
( 4 ) . م : - قرب .
( 5 ) . م : - هر آينه اين نعمت نه كسبى .
( 6 ) . م : مثنوى .
( 7 ) . س : عنايت .
( 8 ) . م : دفع و نفع .
( 9 ) . م : - از پى نفع . . . همراه .
( 10 ) . م : در .
( 11 ) . م : + بود .
( 12 ) . س : - در .
( 13 ) . م : گشته .
( 14 ) . س : پادشاه .
( 15 ) . س : آيند .
( 16 ) . م : - خلوص .