خلق بعد از انبيا و اوليا و محبوبترين خلايق پيش حقّ جلّ و « 1 » علا ايشاناند ، چنانچه مصطفى ، صلوات اللّه و سلامه عليه « 2 » ، فرموده كه « احبّ النّاس 22 الى اللّه يوم القيامة و اقربهم مجلسا امام عادل » « 3 » امّا عنايت الهى چنان اقتضا كرده كه در هر ايّام از سلاطين عالم و خلفاى بنى آدم ، يكى « 4 » از اين دو قسم بر مسند خلافت متمكّناند و در صورت يا معنا به تكميل نفوس و اصلاح حال « 5 » رئيس و مرؤوس اقدام نمايند و عالم هرگز از اين دو قسم خالى نتواند بود كه مصطفى ، صلوات اللّه عليه ، فرموده : « 6 » « لا يزال طائفة 23 من امتّى يقاتلون على الحقّ ظاهرين على من ناولهم حتّى يقاتل آخرهم الدّجّال » .
هرآينه از مقدّمات سابقه معلوم شد كه چون سلاطين معدلتشعار ، مظهر صفت قدرت آفريدگارند ، جهت صلاح ابناى روزگار امّا به شوكت سلطانى و شاهى ، و انبيا و ائمّه و علما مظهر علم الهىاند ، امّا جهت وضع قانون اوامر و نواهى و حكمت بالغهء نامتناهى .
شعر « 7 »
پادشاهان مظهر شاهىّ حقّ 24 * فاضلان « 8 » مرآت آگاهى حقّ
چون خدا اندر نيايد در عيان * نايب حقّاند اين پيغمبران
لاجرم « 9 » بنابراين مقدّمات « 10 » ، پادشاهان اسلام و سلاطين عدالت « 11 » اتّسام را كه حافظ مرتبهء دانش و اقتدار « 12 » و مظهر علم و قدرت آفريدگار « 13 » شوند ، از دانش علم مخدوم كه معرفت حقّ و حقايق « 14 » اشياست ، كما هو حقّه ، لازم بود تا از روى علم همسايهء خدا باشند و از روى قدرت ، ظلّ خورشيد آسمان « 15 » قضا ، ليكن در علم مخدوم ، علم خادم به منزلهء مقدّمات و مبادى است ، چرا كه آيين مخدومى را دانستن ، موقوف « 16 » بر آيين خادمى
هامش
( 1 ) . م : تعالى .
( 2 ) . م : صلى اللّه عليه و سلّم .
( 3 ) . م : + اكنون بدان كه .
( 4 ) . م : - يكى .
( 5 ) . م : عالم از .
( 6 ) . م : صلى اللّه عليه و سلّم فرمود .
( 7 ) . م : مثنوى .
( 8 ) . س : عارفان ؛ م : عالمان .
( 9 ) . م : البته .
( 10 ) . م : - بنابراين مقدّمات .
( 11 ) . س : عالى .
( 12 ) . م : + گردند .
( 13 ) . م : كردگار .
( 14 ) . م : كه حقيقت علم .
( 15 ) . م : - آسمان .
( 16 ) . م : + است .