تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
نظير : خير الناس انفعهم للناس ( الجامع الصغير 2 / 8 ؛ كنوز الحقائق درهامش الجامع الصغير 2 / 55 ) . مولوى گفته است :
خير ناس ان ينفع الناس اى پدر * گر نه سنگى چه حريفى بامدر
( نقل از احاديث مثنوى 190 ) و نيز گاه با اين سخن است : و شر الناس من يضر الناس ( امثال و حكم 2 / 767 ) . ص 201 س 1 - 2 خدمت مهترى كه بغايت بدولت رسيده باشد مجوى كه بفرود آمدن نزديك بود : نظير اين مضمون در ديگر جاهاى كتاب آمده است ( رك . ص 441 : « آخر همه تمامها نقصان شناس » ) . ص 201 س 6 عبد اللّه بن عباس : منظور عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب پسر عموى پيغمبر ( ص ) است كه قبل از هجرت رسول به مدينه تولد يافت و به روايت حديث و بخصوص به تفسير معانى آيات قرآن شهرت پيدا كرد و حبر الامه و ترجمان القرآن و رئيس المفسرين لقب يافته است ( كشف الظنون ص 429 بنقل از تاريخ ادبيات در ايران 1 / 67 - 68 ) و بسال 68 هجرى در طائف درگذشت . ابن النديم در بحث از كتابهاى تفسير قرآن كتابى را درين زمينه از ابن عباس ياد كرده كه مجاهد از ابن عباس روايت كرده است و ديگران از مجاهد روايت كرده‌اند ( الفهرست 56 ) و گويا اين تفسير منسوب به ابن عباس ، و يا به روايت او ، قديمترين تصنيف درين بابست كه بطبع نيز رسيده است . « خليفهء دوم ، عمر بن خطاب ، به رأى وى [ يعنى ابن عباس ] بسيار معتقد بود و هرگاه كه وى را مشكلى روى مىداد با او در ميان مىنهاد . » ( سعيد نفيسى ، قابوس‌نامه 273 ) . ص 202 س 4 قمرى گرگانى : ابو القاسم زياد بن محمد القمرى الجرجانى از شاعران معاصر قابوس وشمگير و مداح آن پادشاه بوده و بنابرين در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى مىزيسته است ( تاريخ ادبيات در ايران 1 / 438 ) . نظامى عروضى هم او را از شاعران ملوك طبرستان شمرده است ( چهار مقاله 45 ؛ براى اطلاع بيشتر رك . لباب الالباب ( چاپ نفيسى ) 257 - 258 ؛ مجمع الفصحاء 1 / 477 ، حدائق السحر 108 - 109 و حواشى آقاى سعيد نفيسى بر قابوس‌نامه 273 - 274 ) . ص 203 س 5 شين : يعنى زشتى و عيب و مقابل زين ( به فتح زاء ) و زينت است ؛ بقياس اين كلمه شايد بتوان گمان كرد كه در ضبط نسخهء ل « زينى » تناسبى لفظى رعايت شده است و بهترست بخصوص كه زين و شين در عربى با هم به كار مىرود . ص 204 س 4 ملاهى : بمعنى لهو و لعب است و در جملهء « بايد كه اندر ملاهى ترا دست بود چيزى بدانى زدن » از قرائن چنين برمىآيد كه درين جا بمعنى موسيقى و سازهاى آن است و آلات الملاهى نيز بمعنى آلات موسيقى در فرهنگهاى عربى آمده است ( المنجد ) .