دليل است بر اين كه كنيهء او ابو اليسر بوده است . » ( قابوسنامه 146 / 2 ح ) .
نام اين ابو اليسر در ديوان قطران مكرر آمده است و قصيدههاى متعددى در مدح اوست ( از جمله رك : 29 ، 30 ، 54 ، 55 ، 81 ، 101 ، 162 ، 168 ، 169 ، 171 ، 172 ، 220 ، 221 ، 233 ، 293 ، 518 ) . آقاى محمد نخجوانى ، مصحح ديوان قطران ، در معرفى وى نوشتهاند : « ابو اليسر - در زمان ابو الحسن على لشكرى سپهبد آران بوده است و اوست كه قطران را در گنجه به بزم لشكرى برده و قطران بخشش و نوازشهاى زيادى از او ديده است . . .
و در اغلب نسخهها اشتباها ابو اليسر « ابو البشر » نوشته شده » ( ديوان قطران 29 / 1 ح ) . بفرض اين كه كلمهء منظور در حكايت قابوسنامه ابو اليسر باشد ظاهرا كلمهء ابو السوار ، به صورتى كه آقاى سعيد نفيسى « ابو السوار بن ابو اليسر » نوشتهاند و شخص مورد نظر را پسر ابو اليسر دانستهاند درست نمىنمايد زيرا كمى پايينتر مىآيد : « بو البشر ( يا بو اليسر ) گفت : چنانست كه خداوند همى گويد . . . » و نمىشود در اول روايت پسر قهرمان واقعه باشد و بعد پدر بجاى او سخن گويد ! بنابر اين كلمهء ابو السوار به امير فضلون مربوط است نه به ابو البشر ( يا ابو اليسر ) و در خانوادهء شداديان گنجه - كه امير فضلون از ايشان بوده است ( رك . ص 441 همين كتاب ) - كنيهء ابو السوار را داشتهاند ( رك . ص 291 همين كتاب : « امير ابو السوار شاور بن فضل » ، سعيد نفيسى ، قابوسنامه 221 - 222 ) .
ص 200 س 6 بردع : « شهريست بزرگ و با نعمت بسيار و قصبهء اران است و مستقر پادشاى اين ناحيت است » ( حدود العالم 93 ، 94 ) « مينورسكى . حدود العالم 143 ، 144 » برذعة ، و ابو سعد به دال مهمله و عين مهمله نقل كرده ، شهرى در اقصاى آذربايجان ، حمزهء اصفهانى گويد : برذعة معرب « بردهدار » است كه در فارسى بمعنى « موضع اسير » است ، زيرا يكى از پادشاهان ايران اسيرانى از ارمينيه آورد و بدان جا مقيم ساخت . هلال بن محسن گويد برذعه قصبهء آذربايجان است . ابن الفقيه گويد برذعه همان شهر اران است و آن در آخر حدود آذربايجان است و نخستين كسى كه آن را عمارت كرد قباد پادشاه ( ساسانى ) بود « معجم البلدان » . وجه اشتقاق حمزه و مؤلف برهان [ يعنى بر دم ] عاميانه است و اين اسم معرب
Partav
( پهلو - پارت ) است و مورخان ارمنى نيز اسم اين شهر را چنين ضبط كردهاند « يسنا 41 ح 1 » « ماركوارت . ايرانشهر ص 117 » ( دكتر معين ، حواشى برهان قاطع ) .
ص 200 س 15 دانگ : درين جا يك ششم درهم مرادست ؛ نيز رك . ص 340 همين كتاب .
ص 201 س 1 خير الناس من ينفع الناس : بهترين مردم كسى است كه به مردم سود برساند ،