تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
ص 119 س 4 تن زده را به صد بانگ بوق و دهل بيدار نتوان كردن : تن زدن بمعنى سكوت كردن و امتناع و ابا كردن است و درين جا ظاهرا معنى اخير مرادست يعنى كسى كه از خدمت خوددارى و از زير بار كار شانه خالى كند . مولوى گفته است :
تو قلاووزى و پيش آهنگ من * در ميان ره مباش و تن مزن
( دفتر دوم مثنوى چاپ نيكلسون بيت 3442 )
تو هم نيز از راستى تن مزن * به من لختى از راستى گو سخن
( فردوسى )
چو گردن كشد خصم گردن زنم * چو از دشمنى تن زند تن زنم
( نظامى ) ( نيز رك . « تن زدن » بقلم منوچهر اميرى ، مجلهء يغما ج 14 ش 8 ص 369 - 370 ؛ ابيات بالا نيز ازين مقاله نقل شده است ) . ص 120 س 5 و آنچه فروشى در وقت روايى فروش : روا بمعنى رائج و برونق است ، چنان كه سنائى گويد :
اى حسن خوش تو كرده كاسد * بازار رواى پارسايى
( سنائى ، ديوان 1020 ) و روايى بمعنى رواج و رونق كار و بازار است . ص 120 س 6 ببايد چميد ار بخواهى چريد : مرحوم دهخدا اين عبارت را در امثال و حكم به صورت : « ببايد چميد ار بخواهى خريد » نقل كرده و در حاشيه افزوده‌اند : « اگر نسخه صحيح باشد ظاهرا يكى از معانى چميدن سود بردن از معاملات و غير آن است ولى در فرهنگها اين معنى را نيافتم . » ( امثال و حكم 1 / 378 ) . اما با ضبط نسخهء اساس كه كلمهء اخير « چريد » است معنى جمله روشن مىشود و نظير همان عبارت معروف انوشيروان است كه جاحظ در كتاب المحاسن و الاضداد آورده است : « و وقع عبد اللّه بن طاهر : من سعى رعى ، و من لزم المنام رأى الاحلام . هذا المعنى سرقة من توقيعات انوشروان ، فانه يقول : هرك روذچرذ ، و هرك خسبذ خواب بينذ . » ( المحاسن و الأضداد / 130 ) ؛ و نيز يادآور اين جمله است : « نه هر كه دويد آهو گرفت اما هر كه آهو گرفت دويد . » ص 120 س 6 و از مكاس كردن غافل مباش كه مكاس و تعبير نيمى از تجارتست : مكاس از ريشهء مكس فى البيع مكسا بالفتح بمعنى تشويش كردن در بيع ( منتهى الارب ) و كم كردن بها ( فرهنگ نفيسى ) و تأكيد و مبالغه در معامله و بطور كلى يعنى آنچه امروز « چانه زدن » مىگويند تا به تراضى فروشنده و مشترى منتهى شود . ملا هاتفى گفته است :