تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
غلامان در روزگار قديم افريقايى بوده‌اند . در تاريخ بيهقى از غلامى بنام « نوشتگين نوبتى » سخن مىرود كه بعيد نيست همين غلام باشد كه در نسخهء اساس ما « نوشتگين نوبى » ضبط شده و بهر حال هر دو كلمه ( نوبى يا نوبتى ) مفيد معنى است . شرح حال اين غلام در تاريخ بيهقى باختصار چنين است : « و غلامى كه او را نوشتگين نوبتى گفتندى از ان غلامان كه امير محمود آورده بود ، بدان وقت كه با قدر خان ديدار كرد ، غلامى چون صد هزار نگار كه زيباتر و مقبول صورت‌تر از وى آدمى نديده بودند و امير محمود فرموده بود تا او را در جملهء غلامان خاصه‌تر بداشته بودند كه كودك بود و در دل كرده كه او را بر روى اياز بركشد كه زيادت از ديدار چالاكى بارامش داشت كه بپوشنگ گذشته شد و چون محمود فرمان يافت فرزندش محمد اين نوشتگين را بركشيد بدان وقت كه به غزنين آمد و بر تخت نشست و وى را چاشنى گرفتن و ساقىگرى كردن فرمود و بىاندازه مال داد ، چون روزگار ملك او را بسر آمد برادرش سلطان مسعود اين نوشتگين را بركشيد تا بدان جايگاه كه ولايت گوزگانان به دو داد ، و با غلامى كه خاص شدى يك خادم بودى با وى دو خادم نامزد شد كه بنوبت شب و روز با او بودندى . . . » ( تاريخ بيهقى 409 - 410 ) . ص 84 ص 17 اياز : ابو النجم اياز بن اويماق غلام محبوب سلطان محمود غزنوى بود كه پس از درگذشت سلطان ، در دورهء حكومت كوتاه امير محمد از درگاه او گريخت و به مسعود پيوست و در روزگار سلطنت مسعود غزنوى به امارت مكران و قصدار رسيد و در سال 499 ه وفات يافت . دربارهء او رك . « محمود و اياز » ، بقلم سهيلى ، مجلهء يغما از شمارهء ششم سال چهارم ( 1330 ) ببعد ؛ لغت‌نامهء دهخدا ص 228 و نيز مقالهء :
P . Hardy , Ency . de Plslan , 2 ed . I , 803
ص 84 س 17 اقطاع : اقطاع ، دادن قطعه زمينى يا ملكى يا ناحيه‌اى به كسى كه از درآمد آن معاش خود را تأمين كند ، بجاى اين اصطلاح از دورهء ايلخانان كم‌كم كلمهء « تيول » معمول شد . براى اطلاع بيشتر درين باب ، رك . فصل سوم كتاب
Landlord and Peasant in Persia by Ann K . S . Lambton , London 1952
كه بنام مالك و زارع در ايران بتوسط آقاى منوچهر اميرى به فارسى ترجمه شده است و جزء انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب در تهران بطبع رسيده است ( 1339 ، ص 120 ببعد ) . استاد مجتبى مينوى هم در باب اقطاع تحقيقات سودمندى دارند كه در سخنرانى خود راجع به « مجملى از احوال ايران در دوران نظام الملك طوسى » در دانشگاه مشهد بيان كرده‌اند ؛ متن اين سخنرانى هنوز به چاپ نرسيده ولى نسخه‌اى از ان را نويسندهء اين سطور در اختيار دارد .