جملهء : « بيك ديدار كسى بر كسى عاشق نشود » يادآور اين نكته است كه در نهاية الارب آمده است : ( قالوا : و يتأكد العشق بادمان النظر ، و كثرة اللقاء ، و طول الحديث . فان انضم الى ذلك معانقة أو تقبيل فقد تم استحكامه » ( نهاية - الارب 2 / 137 ) .
ص 82 س 3 خر رفت و رسن برد : اين مضمون در شعر فرخى نيز آمده است :
نبرد دل مرا همى فرمان * دل چو خر شد ز دست و برد رسن
( فرخى ، ديوان 307 )
ما سر و پاى يكى چنبروار * خرما خسته و بگسسته رسن
( سنائى )
( نيز ر ك . امثال و حكم 2 / 731 ؛ 4 / 1748 ) .
ص 82 س 7 تا بيش نام وى نبرد : بيش بمعنى ديگر ، و پس ازين و هرگز در آثار نظم و نثر قديم فراوان است از جمله : « و فرمود تا آن حصار به زمين پست كردند تا بيش هيچ مفسد آنجا مأوى نسازد » ( تاريخ بيهقى 133 ) ؛ « اگر رأى سامى بيند ازو درگذارد كه بر رأى خداوند باز ننمودهام و بيش چنين سهو نيفتد » ( تاريخ بيهقى 342 ) ؛ « باز روزى رفت تابوت بگشايد گشاده نگشت و از هوا آواز آمد كه بيش اين تابوت بدست تو نگشايد » ( تاريخ سيستان 46 ، نقل از سبك - شناسى 1 / 395 ) .
ص 82 س 8 جاى ديگر استفراغ شهوت همىكنى : استفراغ بمعنى فراغت جستن و آسودگى خواستن است و تهى كردن بدن از فضولات و استفراغ شهوت درين جا فارغ گردانيدن بدن از شهوت و ارضاء آدمى منظورست .
ص 82 س 11 تقاسيم العلل : ( نسخهء ن و پ : تفاسير العلل ) ؛ آقاى دكتر محمود نجمآبادى در كتاب مؤلفات و مصنفات ابو بكر محمد بن زكرياى رازى ( ص 134 ) در شرح كتاب تقسيم الامراض نوشتهاند : « نام ديگر اين كتاب « تقسيم العلل » يا « تقاسيم - العلل » و قطعا همان كتاب « تقسيم و تشجير » است . . . منتهى معلوم نيست كه ابن النديم و قفطى و ابن ابى اصيبعة چرا آن را مكرر ذكر كردهاند ؟ » و در معرفى « كتاب التقسيم و التشجير » مذكور در فوق ( ص 80 - 82 ) نوشتهاند كه كتابى عربى شامل جميع علل و تقسيمات بيماريها از سر تا پا مىباشد و تقريبا شبيه كتاب « من لا يحضره الطبيب » است كه بطريق طبقهبندى بيان نموده و اين موضوع يكى از خصائص مؤلفات طبى رازى است كه طبقهبندى بيماريها را منظور مىداشته است . . . كتاب ديگرى كه ابن ابى اصيبعة و ابن النديم وقفطى بنام « كتاب تقسيم - الامراض و اسبابها و علاجاتها على الشرح » ذكر مىكنند به نظر مىرسد همين كتاب