پس جنون باشد فنون اين شد مثل * خاصه در زنجير اين مير اجل
( مولوى ، نقل از امثال و حكم 1 / 241 )
ص 76 س 10 سرود گفتن خارج : ظاهرا خارج درين جا بمعنى ناهنجار و ناسازست مانند تركيب « خارج آهنگ » بمعنى مخالف آهنگ موسيقى و نا همآهنگ ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) و ضبط نسخهء ل هم « نه بر طريق » به همين معنى است .
ص 76 س 14 عيالان : در عربى ، عيال يعنى اهل بيت و زن و فرزندان و كسانى كه مخارج آنان را مرد عهدهدار است و در فارسى امروز بمعنى زوجه رايج است :
در خانهء او سال سراسر رمضان است * تا حشر نبينند عيالانش شوال
( لامعى ، المعجم ، تصحيح مدرس رضوى چاپ اول 270 ، نقل از فرهنگ فارسى دكتر محمد معين )
ص 77 س 3 المزاح مقدمة الشر : يعنى شوخى موجب بدى و بدبختى است ، نظير :
به طيبت كردن ارشمعى فروزى * از ان طيبت چو شمعى هم بسوزى
( عطار ، نقل از امثال و حكم 2 / 1033 )
ص 77 س 12 نخست كعبتين بدوده تا كتار كند : ضبط كلمهء « كتار » در نسخههاى مختلف ، متفاوتست . براى اين صورت نيز - كه در نسخهء اساس و نسخهء ل است - معنى مناسبى به نظر نرسيد آيا ممكن است « گشاد » باشد ؟ كه در چاپ هدايت نيز آمده است .
ص 78 س 1 گران جانان : گران جان مردم جان سخت و لئيم « و آن كه صحبت و معاشرت با او ناخوش آيند باشد :
حريف گران جان ناسازگار * چو خواهد شدن ، دست پيشش مدار
( فرهنگ نظام )
ص 78 س 8 - 9 كان رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم يمزح و لا يقول الا حقا : يعنى پيغمبر خدا ( ص ) مزاح مىكرد و جز سخن راست نمىگفت . آقاى سعيد نفيسى نوشتهاند : « ابن خاتون عاملى در شرح اربعين بهائى ( چاپ بمبئى 1309 ص 129 ) اين سخن را بدين گونه آورده است : حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله فرمودهاند : انى امزح و لا اقول الا الحق » ( قابوسنامه 250 ) ؛ انى لا مزح و لا أقول الا حقا ( الجامع الصغير 1 / 87 ) . درين باب رجوع شود به باب اول كتاب لطائف الطوائف مولانا فخر الدين على صفى « در بيان استحباب مزاح و ذكر بعضى از مطايبات حضرت پيغمبر با وصى خود عليهما الصلاة و السلام و اولاد و اصحاب رضى اللّه عنهم » از جمله نوشته است : « ثابت شدست كه روزى بعضى از كبار صحابه گفتند : يا رسول اللّه تو با ما مزاح بسيار مىكنى يعنى اين طريقه مناسب منصب نبوت نمىنمايد ، آن حضرت فرمود : انى لا اقول الا حقا بدرستى كه من نمىگويم الا سخن راست