تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
و مىفرمود كه حق سبحانه و تعالى مزاح راست را مؤاخذه نمىفرمايد . . . » ( لطائف الطوائف 7 - 8 ) . نيز در باب مزاح رسول خدا ، رك . نهاية الارب 4 / 1 - 3 . ص 79 س 1 اما با هيچ كس جنگ مكن : جنگ كردن درين جملات ظاهرا بمعنى مجادله و گفتگوى خشونت آميزست نه نبرد كردن و رزم كردن و زد و خورد ، به همين معنى امروزه در لهجهء مردم طبس ، از شهرهاى جنوبى خراسان به كار مىرود و در لهجهء بخارايى هم بمعنى مشاجرهء لفظى رايج است ( لهجهء بخارايى 361 ) . ص 80 س 4 من اشبه اباه فما ظلم : ( مجمع الامثال 636 ، نهاية الارب 3 / 52 ) يعنى : پسر كه شبيه پدر باشد ظلمى نكرده است .
و بأبه اقتدى عدى فى الكرم * و من يشابه ابه فما ظلم
( امثال و حكم 4 / 1737 ) نظير : شير را بچه همىماند به دو . . . ص 80 س 7 خفيف روحان را بيشتر افتد : خفيف روحان درين جا بمعنى سبك روحان و مردم لطيف طبع است كه داراى روح لطيف هستند . ص 80 س 8 - 9 عاشقى با بلاست : ياد آور اين ابيات فرخى است :
عاشقان را خداى صبر دهاد * هيچ كس را بلاى عشق مباد
عشق بر من در نشاط ببست * عشق بر من در بلا بگشاد
( ديوان فرخى 43 - 44 )
من ندانم كه عاشقى چه بلاست ! * هر بلائى كه هست جمله مراست
( فرخى ، ديوان 25 ) ص 81 س 2 بىسيم ز بازار تهى آمد مرد : نظير اين سخنان است :
هر كه او بىمايه در بازار رفت * عمر رفت و بازگشت او خام و تفت
( مولوى )
بىآرد مىشود بسوى خانه ز آسيا * هر كو نبرده گندم و جو بآسيا شدست
( ناصر خسرو )
اى تهى دست رفته در بازار * ترسمت پر نياورى دستار
( سعدى ، امثال و حكم 1 / 322 ، 4 / 1947 ) ص 81 س 15 نخست چشم بيند آنگه دل پسندد : يادآور ابيات معروف باباطاهرست :
ز دست ديده و دل هر دو فرياد * هر آنچه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجرى نيشش ز پولاد * زنم بر ديده تا دل گردد آزاد
( بابا طاهر ، ديوان 18 ) ص 81 س 17 باز تدبير آن كنى كه يك بار ديگر او را ببينى . . . اين جمله و بقيهء آن و نيز