تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
الوالدة ؛ على شطرنجى گفته است :
اى خواجه اگر نادره‌اى با تو بگويد * اين بند نبايد بدل از بنده گران داشت
خواهد كه نگويد به تو بر نادره ليكن * چون عطسه بود نادره كان را نتوان داشت
( امثال و حكم 1 / 275 ) ص 45 س 10 ، 11 زين سو كن . . . روى از ان سو كن : در نسخهء اساس چنين است ولى در نسخهء ن بجاى « سو » ، « سون » نوشته شده كه آن هم بمعنى طرف و جانب و جهت است و در آثار نظم و نثر فارسى ديده مىشود : « هم بفراه بكوه حرون بر شمال آن يكى سوراخ است چنان كه تير آنجا بر نرسد و از زبرسون كسى آنجا نتواند آمد » ( تاريخ سيستان 14 ) ؛ « كشتيها ببر ايشان بردند و ايشان را به كشتى گذاره آوردند ، و حاجبى با سوارى پنجاه ببر ايشان رفت ، و بران سون شهر تا بلب آب هيرمند كه بدر شهر مىرفت » ( تاريخ سيستان 379 ) سنائى گفته است :
آن شنيدى كه بود مردى كور * آدمى صورت و بفعل ستور
رفت روزى بسون گرمابه * مانده تنها درون گرمابه
( سنائى ، حديقة الحقيقة 407 ) مولوى نيز گويد :
كدامين سوى جويم خدمتش را * كه منزلگاه او بالاى سون است
( كليات شمس 1 / 202 ) « تو از بيرون سون باغ در و ديوار و خار مىنگرى » ( معارف بهاء ولد 178 ) ؛ در ولدنامه ( تصحيح همايى ) آمده است :
سفر مرد حق بود بيچون * برتر از شش جهت سوى بىسون
( ولدنامه 98 ) در لهجهء بخارايى نيز اين كلمه به همين صورت باقى و مستعمل است ( لهجهء بخارايى 396 ؛ شواهد مزبور ازين كتاب نقل شده است ) . ص 45 س 15 طوطك : و يا « توتك » بمعنى مرغى است كه ممكنست سبز پر و يا پرهايش به رنگ زرد و قرمز و غيره باشد و مىتواند اصوات را تقليد كند و به طوطى معروفست ( - فرانسوى
Perroquet
) در حدود العالم آمده است : « و اندر دشتها و بيابانهاى وى [ يعنى هندوستان ] جانوران گوناگون‌اند چون پيل و كرگ و طاوس و كركرى و طوطك و شارك و آنچه بدين ماند . » ( حدود العالم 64 ) ؛
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 293 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي