تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
بعد نوميدى بسى اميدهاست * از پس ظلمت دو صد خورشيدهاست
( مولوى و نيز براى شواهد ديگر رك . امثال و حكم 1 / 111 ) ص 33 س 3 و اگر كسى با تو بستيهيد : ستيهيدن و ستهيدن بمعنى ستيزه كردن و فرياد و شور و لجاج است و « ستوه » ، به كسر اول ، از همين اصل است بمعنى ستيزه و نافرمانى و لجاج . در كليله و دمنه آمده است : « و چون خواهند كه بستيهند بانگى برزند ، و تأكيدى رود كه هرگاه كه راستى حال باز نمايند جرم ايشان بعفو مقابله كرده آيد » ( كليله و دمنه 323 / 12 ) . سنائى در حديقه گويد ( چاپ مدرس رضوى ص 92 و 408 ؛ چاپ بمبئى ص 27 و 199 ) :
تو نكو كار باش تا برهى * با قضا و قدر چرا ستهى ؟
-
دست از وى بدار تا برهى * خيره در كار خويش مىستهى
و در سند بادنامه آمده است ( ص 290 ) : پاره‌اى ديگر بداد ، هم بسنده نمىكرد و لجاج و ستيهيدن گرفت كه زيادت خواهم » ( مجتبى مينوى ، كليله و دمنه 323 / 12 ح ) . ص 33 س 4 جواب احمقان خاموشى دان : مثلى است كه در آثار ادبى مكرر به كار رفته است ، مولوى گويد :
پس خموشى به دهد آن را ثبوت * پس جواب احمقان آمد سكوت
جواب الاحمق السكوت ( كتاب النقض 160 ) و نظير : السكوت عن الاحمق جوابه ( براى مثالهاى بيشتر ، رك . امثال و حكم 2 / 588 - 589 ) . ص 33 س 7 الشيخ فى قبيلته كالنبى فى امته : اين حديث در الجامع الصغير بصورتهاى زيرين نيز ضبط شده است : الشيخ فى اهله كالنبى فى امته ، الشيخ فى بيته كالنبى فى قومه ( الجامع الصغير 2 / 36 ) ؛ يعنى پير در خاندان و قبيلهء خود ، بواسطهء تجربه و بصيرتى كه دارد ، مقام پيغمبر را در ميان امت خويش حائزست ؛ مولوى گويد :
گفت پيغمبر كه شيخ رفته پيش * چون نبى باشد ميان قوم خويش
( مثنوى علاء الدوله ص 239 س 23 ) كمال خجندى شيخ را بمعنى پير صوفيان به كار برده و دو بيت طنزآميز زيرين را گفته است :
مىزند بنگ صرف مرشد خاف * فارغ از نوشداروى عنبيست
گرچه الشيخ كالنبى گويند * كالنبى نيست شيخ ما كنبى است
( كنب بمعنى شاهدانه و منظور گوينده بنگ است ، كمال خجندى ، نقل از امثال و حكم 1 / 255 ) .
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 285 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي