مرا به كشتى باده درافگن اى ساقى * كه گفتهاند نيكويى كن و در آب انداز
( حافظ ، شواهد اخير از امثال و حكم 1 / 567 )
ص 32 س 10 القايم باللّه : منظور خليفهء عباسى ابو جعفر عبد اللّه القائم بامر اللّه است كه دوران خلافتش از 422 تا 467 هجرى بود ، وى تا موقع تسلط طغرل سلجوقى بر بغداد تحت نفوذ آل بويه بود و در اواخر روزگار اين خاندان كه ضعيف شده بودند ، در سال 447 ه . طغرل بيك سلجوقى را به بغداد فراخواند كه بدست وى نفوذ آل بويه را از ميان ببرد . طغرل چنين كرد و ازين تاريخ قدرت سلجوقيان جانشين سلطهء آل بويه در بغداد شد .
ص 32 س 13 تا گندمنماى جو فروش نباشى : گندم نماى جو فروش ظاهرا مثل يا تعبيرى بوده است بمعنى كسى كه گفتار و كردارش به ظاهر نيكو نمايد ولى باطنش زشت باشد ؛ نظير :
به بازار گندمفروشان درآى * كه اين جو فروش است و گندمنماى
زهى جو فروشان گندمنماى * جهان گرد و سالوس و خرمن گداى
( سعدى )
همه گندمنماى جو دارند * همه گل صورتند و پر خارند
( سنائى )
تو آن گندمنماى جو فروشى * كه در گندم جو پوسيده پوشى
( نظامى )
از پى مشتى جو گندمنماى * دانهء دل چون جو و گندم مساى
( نظامى )
در گذر زين عالم گندمنماى جو فروش * كز جفاى او دل احرار ارزن ارزنست
( شهاب الدين سمرقندى )
مىنمايد او وفا و مهر و جوش * وانگه او گندمنما و جو فروش
نه تو را بر ظلم توبه يا خروش * اى دغا گندمنما و جو فروش
( مولوى )
و نيز نظير : ارزننما و ريگپيما ( شواهد نقل از امثال و حكم 2 / 592 ) .
ص 33 س 1 نوميدى را در اوميد بسته دان : درين كتاب گاهى « اوميد » و گاهى مطابق معمول « اميد » نوشته شده است . صورت اول نيز مبتنى بر اصل كلمه است كه در پهلوى
omer
است . اما مفهوم اين جمله در شعر و نثر بسيار آمده :
در نوميدى بسى اميدست * پايان شب سيه سپيدست
( نظامى )