باب سى و ششم در « 1 » آيين و رسم خنياگرى ( 72 ر )
و اگر خنياگر باشى سبك روح و خوش گوى باش و خوى نيكودار و خود را بطاقت خويش هميشه پاك جامه دار و مطيّب و چرب زبان باش ، چون بسرا كارى شوى « 2 » روى گرفته مباش و [ همه راههاى گران مزن و نيز ] « 3 » همه راهها [ ى ] سبك مزن كه نيز همه از يك نوع زدن شرط نه بود كه آدمى همه از يك طبع نباشد همچنانكه همه خلق مختلفاند [ خلق نيز مختلف است ] « 4 » و زين سبب استادان اهل ملاهى اين صناعت را ترتيبى نهادند : اول دستان « 5 » خسروانى زنند و آن از بهر مجلس ملوك ساختند .
بعد از ان طريقها به وزن « 6 » كم از ان « 6 » بنهادند چنان كه به دو سرود توان گفت و آن را راه نام كردند و آن راهى بود كه بطبع پيران و خداوندان جدّ « 7 » نزديك بود پس اين راه را گبران « 8 » از بهر اين قوم ساختند . پس چون « 9 » اين قوم را « 9 » ديدند كه خلق همه پيرو اهل جد نباشند گفتند : از بهر پيران طريقى نهاديم از بهر جوانان نيز طريقى نهيم ،
هامش
( 1 ) - ل و ن : اندر
( 2 ) - ل و ن و ب : دشوى
( 3 ) - بقياس ل و ن و ب از نسخهء ل افزوده شد
( 4 ) - بقياس ل و ب افزوده شد
( 5 ) - ل و ن و ب : دستان ؛ در اصل : داستان ، بقياس ل و ن و ب اصلاح شد
( 6 - 6 ) ، ل و ن و ب : گران
( 7 ) - ل : خرد
( 8 ) - ل :
راههاى گران ؛ ن : راه گران ؛ شايد : گران ، رك . تعليقات
( 9 - 9 ) ، ل و ن و ب : ندارد