حكمت : ده خصلت پيشه كن تا از بلا رسته باشى : با كسى كه قوىتر از تو بود پيكار مكن ، و با كسى كه تند بود لجاج مكن ، و با كسى كه حسود بود مجالست مكن ، و با نادان مناظره مكن ، و با مردم مرائى دوستى مكن ، و با دروغزنان معامله مكن ، و با بخيلان صحبت مكن ، و با كسى كه معربد و غيور بود شراب مخور ، و با زنان بسيار نشست و خاست مكن ، و سرّ خويش با كسى مگوى ( 58 پ ) كه آب بزرگى و حشمت خويش ببرى ، و اگر كسى بر تو چيزى عيب گيرد آن عيب بجهد از خود دور كن ، و خويشتن را بتكلف بر مبر تا بىتكلف فرو نيايى ، و هيچ كس را چندان مستاى كه اگر وقتى ببايد نكوهيدن « 1 » نتوانى و چندان منكوه « 2 » كه اگر وقتى ببايد ستود « 3 » نتوانى ، و هر كرا بىتو كار برآيد از خشم و گلهء خويش مترسان كه هر كه از تو مستغنى بود از خشم و گلهء تو نهترسد ، او [ را ] « 4 » بترسانى هجاى خويش كرده باشى « 5 » . و هر كه را بىتو كار برنيايد يكباره زبون مگير و بر وى چيره مشو و خشم ديگران بر وى مريز و اگر چه گناهى بزرگ بكند اندر گذار . و بر كهتران خويش بىبهانه بهانه مجوى ، « 6 » تو بدان « 7 » آبادان باشى و ايشان از تو نفور نهشوند . و كهتران را آبادان دار كه كهتران تو ضياع توند « 8 » اگر ضياع خويش را آبادان دارى كار تو ساخته باشد و اگر ضياع را ويران دارى بىبرگ و بىنوا باشى . و چاكر فرمانبردار دار ، و چون شغلى فرمايى دو كس را مفرماى تا خلل از شغل و فرمان تو دور بود كه گفتهاند كه : ديگ به دو تن به جوش نيايد چنان كه فرخى گويد مصراع :
خانه به دو كدبانو نارفته بماند
« 9 »
هامش
( 1 ) - ل و ن : نكوهيد
( 2 ) - ل و ن : مشكن
( 3 ) - ل و ن : ستودن
( 4 ) - بقياس ل و ن افزوده شد
( 5 ) - نسخهء ب دو صفحه درين جا افزوده دارد
( 6 ) - ل و ن و ب افزوده : تا
( 7 ) - ل و ب : بديشان ؛ ن : برايشان
( 8 ) - تواند
( 9 ) - ن :بيكى شغل دو كس را مفرست از پى آنك * به دو كدبانو نا روفته ماند خانه