تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
تعالى آن را دوست ندارد تو نيز مدار . هر آفتى را سببى « 1 » هست سبب درويشى اسراف دان و نه همه اسراف خرج « 2 » نفقات بود كه در خوردن و در گفتن و در كردن و در همه شغل بود ، در جملهء كارها اسراف مذموم است از انچه « 3 » اسراف تن را بكاهد « 4 » و نفس را برنجاند و عقل را برماند « 5 » و زنده را بميراند . نه‌بينى كه زندگانى چراغ از روغن است امّا اگر بىحدّ و اندازه روغن اندر چراغ‌دان افگنى ، چنان كه از نوك چراغ - دان بيرون آيد و بر سر فتيله بيرون گذرد ، بىشك چراغ بميرد ؛ همان روغن كه از اعتدال سبب حيوة او بود از اسراف سبب ممات او بود . پس معلوم شد كه تنها نه از روغن زنده بود « 6 » بلكه از اعتدال روغن زنده بود « 6 » و چون از اعتدال بگذرد اسراف پديد آيد هم بدان روغن كه زنده بدان بود بميرد . و خداى عزّ و جل اسراف را بدين [ سبب ] « 7 » دشمن دارد و حكما نپسنديده‌اند اسراف كردن در هيچ كار كه عاقبت مسرفى همه زيان است . امّا زندگانى خويش نيز تلخ مدار و در روزى بر تن خويش « 8 » مبند و خود را بتقدير نيكو دار و « 9 » آنچه دربايست بود تقصير مكن ، بر خويشتن « 10 » هزينه كن كه چيز اگر چه عزيزترست « 11 » آخر از جان عزيزتر نيست . در جملة الامر جهد كن تا آنچه فراز آرى بصلاح به كار برى و چيز خويش جز بدست بخيلان مسپار ، بر مقامر و سيكى خوار هيچ چيز استوار مدار و همه كس را دزد پندار تا چيز تو از دزد ايمن « 12 » بود . و در جمع كردن چيز تقصير مكن كه هر كه در كار خويش تقصير كند از سعادت هيچ توفيرى نيابد و از غرضهاى بىبهره ماند ازيرا كه تن‌آسانى در « 13 » رنج است و رنج اندر تن -
هامش
( 1 ) - در اصل : نصيبى ، بقياس ل و ن و ب و پ اصلاح شد ( 2 ) - ل و ب افزوده : و ( 3 ) - ن : از بهر آنكه ؛ ب : زيرا كه ؛ ل : از انچه ( 4 ) - ل : مىبكاهد ؛ ب : مىبكاهاند ؛ پ : بكاهاند ( 5 ) - ن و پ : پژمراند ( 6 ) ، ل و ن : ندارد ( 7 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد ( 8 ) ، ل : ندارد ( 9 ) - ن و ب افزوده : از ( 10 ) ، ل : ندارد ( 11 ) - ل و ن و ب و پ : عزيزست ، ظاهرا ضبط اخير روشنتر و مناسب‌تر مىنمايد مگر آنكه تصور كنيم ضبط نسخهء اساس بمفهوم و يا به صورت « عزيزتر چيز يا چيزهاست » بوده است . ( 12 ) - ل : آمن ( 13 ) - ل : اندر