باب بيست و يكم در « 1 » جمع كردن مال
اى پسر خويشتن را از فراز آوردن مال غافل مدار و لكن از بهر چيز مخاطره مكن . و جهد كن تا هر چه فراز آورى از نيكوترين روى بود تا بر تو گوارنده بود .
و چون فراز آوردى نگاهدار و بهر باطل از دست برمده « 2 » كه نگاه داشتن سختتر از فراز آوردنست . و چون بهنگام دربايستى خرج كنى جهد كن تا عوض آن زود باز - جاى نهى كه چون براى خرج همى بردارى و عوض آن باز جاى ننهى اگر گنج قارون بود هم روزى اسپرى شود . و نيز چندانى دل در چيز مبند كه ويرا ابدى شناسى ( 43 پ ) تا اگر وقتى اسپرى شود سخت دلتنگ نباشى . « 3 » و اگر چه چيز بسيار بود تو بتقدير و بتدبير به كار بر كه اندكى بتقدير و تدبير بهتر كه بسيارى بىتقدير و تدبير . و اگر بسيارى از تو بماند دوستر دارم كه باندكى نيازت اوفتد « 3 » ، چه گفتهاند كه چيزى كه بدشمنان ماند به كه از دوستان خواهى . و سخت داشتن به از سخت جستن ، و اگر چه كم مايه چيز بود نگاه داشتن واجب دان كه هر كه اندك - مايه نداند داشتن بسيار هم نداند داشتن « 4 » . كار خويش به دان كه كار كسان ، وز كاهلى
هامش
( 1 ) - ل و ن : اندر
( 2 ) - ل و ب : از دست مده
( 3 - 3 ) ، ن : ندارد
( 4 ) - ل : داشت