ننگ دار كه كاهلى شاگرد بدبختى است . رنج بردار باش از انچه « 1 » چيز از رنج گرد شود نه از كاهلى و چنان كه از رنج فراز آيد از كاهلى برود كه حكيمان گفتهاند : كوشا باشيد تا آبادان باشيد و خرسند باشيد تا توانگر باشيد و فروتن باشيد تا بسيار دوست باشيد . پس آنچه از رنج و جهد بدست آيد از كاهلى و غفلت از دست به دادن نه خوب بود و نه از خرد بود كه هنگام نياز پشيمانى سود ندارد . و لكن چون رنج خود برى كوش كه بر هم تو خورى . و اگر چه چيز عزيزست از سزاوار دريغ مدار كه به همه حال كس چيز بگور نبرد . اما خرج باندازهء دخل كن تا نياز در « 2 » تو راه نيابد كه نياز همه نه در خانهء درويشان باشد بل كه نياز اندر خانهاى بود كه دخل درمى بود و خرج درمى و حبّهاى ، هرگز آن خانه بىنياز نبود . و بىنيازى در ان خانه بود كه درمى دخل بود و درمى كم حبّهاى خرج ، هر كرا خرج از دخل كمتر بود هرگز خلل در خانهء او راه نيابد . و بدانچه دارى قانع باش كه قانعى دوم بىنيازيست كه هران روزى كه قسمت تست آن خود بىگمان به تو رسد . و هر كارى كه آن بسخن نيكو يا بشفاعت مردمان نيكو گردد چيز بران كار بذل مكن كه مردم بىچيز را هيچ قدر نبود . بدانكه مردمان عامه همه توانگران را دوست دارند بىنفعى و همه درويشان را دشمن دارند بىضررى كه بترين حال مردم نيازمنديست . بدانكه هر خصلتى كه آن ستايش توانگرانست هم آن « 3 » خصلت نكوهش درويشانست . و آرايش مردم « 4 » در چيز دادن بين « 4 » و قدر هر كس بر مقدار آرايش آن كس شناس اما اسراف را شوم دان و هر چه خداى تعالى آن را دشمن دارد « 5 » آن ( 44 ر ) بر بندگان خداى تعالى شوم بود و خداى تعالى همىگويد : «
وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
» « 6 » چيزى كه خداى
هامش
( 1 ) - ن : باش كه ؛ ب : از انكه
( 2 ) - ل : اندر
( 3 ) - ل و ن و ب : همان
( 4 - 4 ) ، نسخهء اصل : دو چيز دان ؛ بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ؛ پ : در چيز دادنست
( 5 ) - ل افزوده :
تو نيز آن را دشمن دار كه
( 6 ) - قرآن ، سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 142 ، سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 30