درشت بمالند تا پاك و نرم شود .
و مادّهء ازارخانه و كتابت از بطانه و صااشكنه معجون كنند ، اعنى به جوهر آبگينه و گل .
بعد از آن به دو قسم باشد : شفّاف يا مصمّت ، و شفّاف هم بر دو قسم بود : يا منقّش سفيدبوم يا منقّش سبزبوم .
اما منقّش سپيدبوم سياهى را مزرّد ، و لاجوردى را سليمانى ، و سرخى را مغنيسيا ، و سبزى را نحاس محرّق با توبال مدقوق مسحوق منخول ، هريك با قدرى حصا آميخته نقش كنند .
و سبزبوم را به مزرّد مجرّد نقش كنند و به جوهر آبگينهء مطحون منخول به كتيرا در آب حلّ كرده آلات را مدهون كنند و بر سر غربالى فراخ چشمه نهند كه مكبّه تغارى باشد تا رنگ افزونى ازو به تقطير فرو چكد و به آفتاب خشك كنند .
و اگر بوم سبز خواهند به هر ده جزو آبگينهء مطحون ربع جزو مثقال نحاس محرّق نهاده مدهون كنند ، و به اصطلاح صنّاع آن را « طينى » خوانند . از آتش سبزى شفّاف برون آيد مثل مينا سبز .
و اگر بر هر چهل جزو جوهر آبگينه يك جزو لاجورد افكنند كبودى شفّاف مثل ياقوت اكهب برون آيد .
و اگر بر هر ده جزو يك جزو مغنيسيا اندازند سياه برون آيد مثل شبه .
و اگر كمتر اندازند رنگى سرخ بادنجانگون آيد .
و اگر صبغ مصمّت خواهند مثل رنگ فيروزه به هريك من رنگ قلعى مطحون مدهون ده درم نحاس محرّق مسحوق نهاده تدهين كنند .
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٤٥