و اگر سپيداب اسرب خواهند ارزير را در مغرفهء آهنين بگدازند و قدرى خاكستر پاك بر وى كنند و پارهاى روغن بزر ، و به سطام مىزنند تا همه گاورسه شود . آن را به آب پاك بشويند . [
b
59 ] و در كيسهء كرباسين در ميان ساس انگور ترش يك چند روز بنهند تا همه ارزيز شود .
و اين سپيده در داروهاى چشم به كار دارند و در نقّاشى مستعمل است .
و از جوهر اسرب اثمد و توتيا و مرداسنگ و شنگرف نيز متولّد مىشود ، اعنى ارزيز با مرداسنگ كنند و آن را مدقوق منخول در كوزهاى سفالين نو دو شبانروز در تنور آتش نهند .
شنگرف سرخ شود و اين همه صفات مذكورهء تحليل است .
و اما تركيب اين اجزاء
جمع اجزاى مذكوره باشد ، هريك بر ميزانى معيّن ، و آنچنان بود كه چون خواهند كه جسدى تركيب كنند كه از آن اثاث و اوانى سازند چون قصاع و زبادى و كوزها و ازارخانه ، بستانند از شكرسنگ سفيد مذكور مطحون منخول به حرير صفيق ده جزو ، و از جوهر آبگينهء مطحون يك جزو مخلوط با يكديگر ، و يك جزو گل لورى « 1 » سفيد در آب حلّ كرده نيكو بسرشند مانند خمير و يك شب بگذارند تا نيك مخمّر شود . بامداد نيكو به دست بزنند و استاد بر سر چرخ به آلات لطيف سازد . و بنهند تا نيمخشك شود . آنگاه هم بر سر چرخ بتراشند و لعاب بر آنجا نهند .
و چون خشك شد به كرباسى به آب تر كرده نيك بشويند تا رخنها برو مستوى و ناپيدا شوند . چون خشك شد به پلاسى
هامش
( 1 ) - در نسخهء موزهء بريتانيا « لوزى » است ، صفحهء 340 نيز ديده شد .