آنگاه با قدرى دوشاب يا سركه حلّ كرده بر آلات نقش كنند چنانك خواهند ، و باز در شاخورهء ثانى نهند كى براى اين كار ساخته باشند و سه شبانروز دودى نرم مىدهند تا رنگ دو آتشى بگيرد ، و چون سرد شود برون كنند و به خاك نمگين بمالند صبغى مثل زر برون آيد .
و گروهى ديگر برين ليقه ادويهء چند زيادت مىكنند ، چون سرنج و زنجار . امّا به جاى همه شادنج مفرد با نقرهء محرّق همين كار بكند . و آنچ از آن آتشى معتدل يافته باشد مثل زر سرخ درفشد و مانند روشنى آفتاب درخشد .
و اگر خواهند كه آلات شفّاف و مصمّت هر دو مطّلا كنند يك مثقال زر سرخ به بيست و چهار ورق بكوبند و در ميان كاغذى نهند به جصّ ماليده و به مقراض پارهپاره مىبرند و به وشق محلول بر آلات به قلم مىچفسانند و به پنبه هموار مىكنند ، و سرخ قمصرى با قدرى آبگينهء مسحوق آميخته تزويق كنند .
و لون سفيد سفيداب رصاص به آبگينهء محلول و سياهى را مزرّد به آبگينه آميخته ، و زردى را توبال حديد محلول نقش كنند ، و هريك را در غلاف سفالين در تنور طلى نهند كه براى اين كار ساخته باشند ، و به آتشى نرم از بام تا زوال مىپزند ، و دم به دم به نمونه تجربه مىكنند .
تمامت آلات طلا از كتابه و غيره برين سياقت سازند ، و اگر آلات هفت رنگ خواهند - كه درين زمان مندرس است .
و اللّه اعلم بالصّواب .
* * * بعد از حمد و ثناى آفريدگار و مدح پروردگار و درود و
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٤٧