باشد ، و بهترين انواع اسرب آن است . چه جوهرش به غايت سپيد بود . و كمترين همه رومى ، و ازو مرداسنگ و اسرنج سرخ و زرد و سفيداب نقّاشان به عمل حاصل آيد .
دوازدهم نحاس محرّق و توبال مس باشد ، و بهترين همه سرخ سبزفام نرم آهنگ بود كه ازو لون سبزى متولّد مىشود ، و همچنين توبال حديد محرّق كى ازو لون زردى خيزد در آتش .
و اما تحليل
و آن جواهر را مفتّت و مهبّا كردن است مثل ذرور كحل به طريق ضرب و سحق و دقّ و طحن و نخل ، و بعضى موادّ را به مطرقهء آهنين چون نخود كردن است و به آسيا طحن كردن ، و اگر به آسياى دست طحن كنند بهتر و نيكوتر باشد ، چون شكرسنگ و صااشكنه و بطانه .
و انواع فلزّات سبعه اعنى رصاص و ارزيز و نحاس و آهن و لاجورد و مزرّد و ديگر اجناس جواهر بيشتر بر صلايهء طولانى سحق كنند كى مستعمل ايشان است .
و چون معرفت مفردات اجناس معلوم شد ازين مفردات بعضى با بعضى جمع كند و يك جوهر مفرد سازند . به نسبت با تركيب اصل . و آنچنان باشد كه از شكرسنگ مدقوق مسحوق مطحون منخول به حرير [
a
59 ] صد و پنج جزو بگيرند و از شخار به مقدار بنادق و بادام كوفته صد جزو . اين اخلاط باهم مختلط در فرن بگدازند كه به اصطلاح ايشان برنر « 1 » گويند .
هامش
( 1 ) - در نسخهء اساس حرف اول بىنقطه است ، درOr . 9605« بربر » آمده است .