و جوهر از شكر سنگ كمتر بود ، و در بيشتر مواضع ازين سنگ يافت شود . « 1 »
سوم سنگ ريزهء سفيدست كى از كوههاى قرى « 2 » فين مى خيزد از اعمال كاشان ، آهك لون ، كى صنّاع آن را « بطانه » خوانند ، و آن مادّه اصل آلات دو آتشى « 3 » باشد .
چهارم سنگى است قمصرى منسوب به ديهى ، آن را بسوزانند و بشكنند مثل قند سفيد ريزيده شود .
پنجم شخار باشد كه آن را قليه گويند ، به اعتبار آنكه اشنان به حدّ كمال نمو رسيده آن را خالص بسوزانند به غير آنكه به شوره مختلط باشد . چه آن مانند اشنان است . [
b
58 ] و بهترين شخار آن باشد كه چون بشكنند ميانش سرخفام تيزبوى بود .
ششم سنگ لاجوردست كه به اصطلاح صنّاع « سليمانى » گويند . معدن او بر قريهء قمسرست در كوههاى ظاهر كاشان ، و به زعم ايشان از مستخرجات سليمان النّبى است عليه السّلم ، و آن مانند نقرهء طلقم درفشنده بود ، در غلاف سنگى سياه كه ازو لون لاجورد آيد مثل آبگينه و غيره .
و نوعى ديگر از زمين فرنگستان مىآورند خاكستررنگ نرم .
و نوعى سرخرنگ در معدن بر اطراف سنگها ترشّح مى - كند مشابه پوست سرخ ظاهر فستق ، آن به غايت به قوّت باشد ، امّا سمّ مهلك و زهر قاتل است .
هامش
( 1 ) - در هيچ يك از سه نسخه مادهء دوم معرفى نشده به مادهء سوم پرداخته است .
( 2 ) - كذا در اصل
( 3 ) - اين اصطلاح در نسخهء موزهء بريتانيا به علت آبديدگى نسخه محو شده است .