باب سوم در تركيب ندّ فاخر از استعمال ملوك صفت فتيلهء ندّ فاخر
فراگيرند از عنبر محلول پنج مثقال ، و از عود هفت مثقال ، و بر هر پنج مثقال از هر دو دانگى از و بر سفرجل بيندازند و ازرجون « 1 » - و آن فحم اطراف كرم باشد - چهار دانگ ، همه را بر صلايه سحقى ناعم كنند و القا كنند برو از مشك نصف مركّب و آن را « مثلّث » گويند ، يا اقلّ و او غالب بود ، يا اكثر و او نادر باشد ، سحق كرده بر صلايه آن را قناديل سازند و بيفروزند ، و تجربت كنند در زيادت و نقصان ذراير مركّب ، و بر هر پنج مثقال از مركّب نيم دانگ از و بر سفرجل و دو دانگ از فحم زرجون و امتحان كنند . اگر نيكو بود فبها ، و اگرنه دانگى و بيشتر .
صفت ند به غير فتيله كه آن را راحت القلوب خوانند
فراگيرند مثلّث يا غير مثلّث و بر صلايه نيكو بمالند تا يك پاره شود . آنگاه فتيله سازد بدان غلط كه خواهد و به فهر پهن باز كند . بعد ازان كالبد را گرم كند و بر مثلّث پهن باز كرده نهد « 2 » [
b
50 ] بعد از آن كالبد را گرم كند و مثلّث پهن باز كرده را بر آنجا نهد و به فهر بمالد تا نقش بگيرد .
آنگاه به مقراض ببرد و به كار دارد .
هامش
( 1 ) - شايد : و از زرجون .
( 2 ) - اين جملهء « بعد از ان . . . نهد » ظاهرا غلط و زائد است .