و فارسيان به جاى روغن بان دهن ياسمين به كار دارند .
صفت غاليهء ديگر
ناخن ديو در گلاب و سبوس بجوشانند تا نيك حلّ و نرم شود . آنگاه پاك كرده پارهپاره كنند و در گلاب بجوشانند تا حلّ شود . پس صافى كنند و بجوشانند تا به قوام آيد ، و مشك و عنبر محلول در روغن بان مزاج دهد ، به هريك مثقال دانگى از عنبر و مشك محلول . عظيم خوب آيد .
عمل غاليهء خوب
پستهء فربه را بر تابهء آهنين بريان كنند تا پوست ازو پاك شود ، امّا نسوزد . و چون سرد شود پوست ازو باز كنند و خرد بسايند و اندكى روغن بان بر وى چكانيد و اقراص رقيق سازند و بر سر جامهء نو نهد در كاسهء آبگينه يك شبانروز و بامداد خرد بسايد با قدرى بان بر وى چكانيده ، و آن سوده را به آب برگ نمّام خمير كند و برگ نمّام در قدحى زجاجى نهد و اقراص مذكور بر سر برگ نهد و برگ ديگر برو پوشد اعنى تلحيف كند و سر كاسه بپوشد و از غبار تا يك شبانروز نگاه دارد ، و تا سه شبانروز همچنان برگ تازه مى - نهد . روز چهارم به روغن بان سحق كند و باز در قدح به برگ نمّام تلحيف كند تا پانزده روز . به غايت خوشبوى و پاكيزه آيد . در باطيه كند و هفت بار عود بخور كند تا دود عود بخورد و به كار دارد . و در تركيب غاليه قدرى مشك و عنبر و بان به دو بياميزند . عظيم خوب و خوشبوى آيد ، و اين مجرّب است .