باب دوم در تركيب الوان غوالى مستعمل مختار
فراگيرند از مشك مرتفع ده مثقال ، و عود هندى نيكو دو مثقال مدقوق منخول به حرير صفيق اعنى حرير مشبّك ، و از آن دو مثقال مرضوض در تور سنگين به بان فايق بگدازند ، و مشك و عود به آن خلط كنند ، غاليهء خوب . آيد و ثلث مثقال مشك خالص منخول به حرير با وى ضمّ كنند بهتر باشد . در قاروره نگاه دارند .
و اگر بدل بان زنبق كنند آن را « ساهريه » خوانند ، و آن فراگيرند از مشك منخول جزوى و ثلث جزو عنبر ازرق ، و عنبر را به زنبق بگدازند و به مشك خلط كرده در قاروره كنند . و باشد كه بدل زنبق خيرى كنند ، چه رايحهء او تيزتر باشد .
و اگر غاليهء محض خواهند به بان فايق بسند كنند ، و تفتيق را بر هر اوقيهاى از غاليه دو دانگ كافور كنند .
صفت غاليهء كافورى خوشبوى
فراگيرند از آن بياض كى به مقدّمه ياد كرديم يا چهار درم سواد قرطاس ، و پنج مثقال موم صافى مغسول ، و اصل را به بان فايق مختلط كنند و از كافور فنصورى يا رباحى چهار مثقال مسحوق منخول با اصل تركيب كنند ، غايت باشد .
غاليهء ديگر خوشبوى
عود هندى اوقيه ، و پنج مثقال سكّ [
b
49 ] و به حرير مشبّك