رغوه بردارند . و در قدح صاف كند و طرح كند در حالت غليان يك مثقال قرنفل و دو مثقال صندل چون حبّات سمسم هر دو مخرّش و طبخ مىكنند تا ثلث آن برود . از آتش فرو آورند تا سرد شود . صافى كرده با سر آتش اعادت كنند و برو ده مثقال عود هندى يا قاقلى طرح كنند ، و اگر نيابند عود قمارى ، [
a
48 ] مرضوض مثل حبّات سمسم ، و طبخ كنند تا جزوى ديگر برود و دو جزو بماند . پس فروآورند و به خرقهء كتان صاف كنند و با قدر اعادت ، و بر هر پنج وقيه ازين آب پانزده مثقال سكّ افواهى طيّب مدقوق مسحوق منخول به حرير صفيق بر وى طرح كنند ، و سه مثقال عود هندى مسحوق مهبّا [ ى ] منخول به حرير مشبّك ، و پانزده مثقال ماورد جورى نو خوشبوى ، جمله را باهم طبخ كنند تا متعسّل و منعقد گردد و به كتان رقيق عصير كنند و از آتش فرو گيرند و صاف كنند .
و اگر مسكى خواهند طرح كنند بر وقيه [ اى ] ازو نصف مثقال كافور ، و ده مثقال صندل ، و دو مثقال قرنقل ، و از مشك چندانچ خوشبوى شود ، و اين بهترين عمل ماء التّفّاح است و مصلح اطايب و مقوّى عطرها .
معرفت روغن بلسان
بلسان درختى است در مصر به موضعى كى آن را عين - الشمس خوانند ، و برگ و بوى او به سداب ماننده و در حاجات روغن و دانه و چوب او مستعمل باشد . امّا عزّت روغن را بود .
آوردهاند كه بلسان به مواضع ديگر [ نيز ] مىرويد ، امّا