به قدر آن صورت بسازند و در درون صندل به قدر شكل معجون زر پوست بنهند و آن شكل را مخرم كنند و گرم كرده تركيب كنند از دو جانب و باقى برين قياس .
فصل در معرفت زباد و خاصيت و منفعت آن
زباد جانورى است مانند گربه ، امّا بزرگتر ، با دنبالى دراز . و خورش او گوشت باشد .
و هر روز به قدر نيم مثقال زباد خوشبوى از اطراف سينه و پستان او برون آيد .
و چون خشك شود سياه گردد . او را در سروى گاو نگاه دارند . از غايت بوى خوش به قيمت مشك بخرند .
و از موضع خصيتين او چون بيفشارند چيزى مانند روغن پسته كه گوئيا بوى مشك و عنبر از آن مىدمد حاصل آيد ، آن خاصّ و نيكوتر باشد . و از جملهء اندام او بوى خوش دمد .
او را گربهء عنبر و مشك نيز خوانند .
منفعت زباد
دماغ را به غايت نافع بود ، و اگر در گوش بادناك نهند باد بشكند . او را در معجونهاى خفيف به جاى عنبر به كار دارند .
فصل در معرفت لادن و خواص و قيمت آن
لادن از جزيرهء صقيليه « 1 » مىخيزد از اعمال فرنگستان و
هامش
( 1 ) - كذا در متن ( صقليه )