ريشه بعد از كوفتن و خوب سائيدن يك شبانروز در آن طرح كنند و احيانا از جانبى تا جانبى گردانند تا مربّا شود و آب شكر بخورد و غليظ شود و نجارهء خشخاش به منخل صفيق ببيزند تا جلال باقى ماند و يك درم دهن حلّ « 1 » به دهان بر زعفران رش كنند و دو سه بار بگردانند . پس نصف وزن نجاره بر آن كنند تا لون او نيكو شود ، و اگر خواهند كه طعمش متغيّر شود و طراوتش نقصان كند براى مرارت طعم دانگى نيم حنظل مدقون مسحوق منخول بر وى طرح كنند .
و چون خواهند كه غشّ زعفران كنند ، فراگيرند زعفران شعر ده درم منقوع در آب سه چهار شبانروز ، تا همه زردى به آب گذارد و شعر او سپيد شود . بر چيزى پاك بگسترانند تا خشك شود و اندكمايه آب معصفر با شكر سفيد بگدازند . پس زعفران قوّت گذاشته را در آب معصفر كنند و سرش ببندند . بعد ما كه درو يك مثقال زعفران باريك مطحون كرده باشند و هر روز دو سه بار بگردانند پس نجارهء موصوف مذكور مرّ شش به دهن حلّ « 1 » محلول گشته زعفرانى نيكو باشد . پس بر ماء زعفران محصول بيست درم نشاء بغدادى عتيق بيندازند . بعد ما كه اولا آن را به آب عصفر تسقيه كنند و يك درم عصفر در آب فرغارند [
b
45 ] و بعد از ساعتى آب را صافى « 2 » كنند و نشا را به آن صبغ كنند و باهم بياميزند و خشك كرده طحن كنند كه زعفرانى نيكو باشد .
و از حاصل ده درم زعفران بيست درم مطحون زعفران شعر باشد ، و اين عملى نيكوست .
هامش
( 1 ) - شايد دهن جل ، جل ( به تشديد راء ) الياسمين و الورد ابيضة و احمره و اصفره ، ( محيط المحيط ) ( م . مينوى )
( 2 ) - بالاى آن « وراوق » الحاق كرده .