تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
اسود ازرق مكسّر دسم رزين صلب غليظ كثير اسنان و اضراس باشد ، و بوى او از اوّل تا آخر يكسان بود . و از عود ازرق آنچ مكسّر بود به رايحهء مشك و عنبر مؤدّى باشد ، و آن را قتارتى نباشد . چه زرقت از براى دسومت اوست . و اگر بخايند مانند علكى شود ، و بر آتش به مثابت رايحهء كافور بود يا زعفران يا ورد جنى يا مشك و عنبر . و فضل عود بر جميع اصناف طيب به اين روايح مختلفه است . بعد ازو عود قاقلى است كى مشابه هندى و بالاتر از قمارى است . و بيشتر پارهاى او بزرگ افتند ، و بر ظاهرش اسنان و اضراس و رگهاى سياه زرد باشد . بعد ازو عود قمارى است كى اجود آن اسود رزين خاك لون باشد ، پاك از بياض . از بلاد قامرون مىخيزد و از نواحى سفالهء هند . هرچه اسنان و اضراس دارد خوشبوىتر و بهتر بود . امّا بويش در جامه يك روز بيش نماند . غشّ عود ازو كنند . بعد ازو عود صنيفى « 1 » باشد كه از بلاد صنيف « 1 » مىخيزد ، هم از نواحى سفالهء هند . به غايت صلب و خوشبوى و قيرى بود ، و معنى قيرى آن است كى پوسيده باشد . عود را به گاز بشكنند و قير ازو برون آرند ، و دون اين جنس آنك رخو بود و بياض برو غالب ، و در احراق گوئيا مشام را ترش بكند . بعد از آن عود بنگالى و عفصى بود ، و آن عودى رطب
هامش
( 1 ) - صواب صنف و صنفى است بفتح صاد و سكون نون ( معجم البلدان ديده شود ) .
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 258 | ايرج افشار / أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )