تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
مومى است به حقيقت و به روزگار خوشبوى شده . و آن هفت نوع است : اوّل را شحرى گويند و آن اشهب سفيدرنگ باشد خفيف وزن ، و چون بشكنند ميانش سفيد باشد و توى بر توى ، كم دسومت ، و بويش بر بوى مشك غلبه نكند ، و شكسته درو اندكمايه سياهى چشم مورچه باشد ، و به هوا سياه شده بود . چون بشكنند سياه‌رنگ باشد سرخ‌فام . بعد ازو عنبر سلاهطى باشد كى ازرق و چرب بود ، و اين از همه انواع قوىتر باشد ، آن را عين الجراد گويند . زود گدازد ، و لكن سفيدى بر ظاهر نيفكند ، و بويش بر بوى مشك غلبه كند و در غاليه مختارست . بعد ازو عنبر قاقلى است ، و آن شديد البياض و خوشبوى و خشك مزاج بود . اطريه و ذراير را به صلاح آورد . از خوشبوئى به مشك محتاج نشود . يك من ازو پانصد درم قيمت آورد . بعد ازو زنجى است كى درو صفرتى نبود . مر شدّت سواد را زنجى خوانند . دون بود . در تركيب غوالى و لخالخ به كار آيد . بعد ازو سمكى بود ، و آن عنبرى باشد كى ماهى در بحر فرو برده باشد ، و آب او را مرده به ساحل انداخته ، شبه قار ، و آن فرومايه بود . بعد از آن عنبرمند بود ، و آن الوان باشد ، لكن همه سياه‌فام بود و ناخوشبوى ، و به وزن ثقيل . اين نوع در معاجين عوامّ افتد .