گدازند و اين الحام زرهاى سرخ باشد .
و الحام ديگر كه بر زرهاى سفيد به كار دارند : فراگيرند نيم دينار زر ، و دانگى نيم نقره ، و دانگى نيم مس ، اين جمله برهم گدازند . پس آن را تنك كرده به گاز ريزهاى خرد كنند و زر را بدان الحام مىكنند چنانك خواهند .
و زر را نظاير و اشباه توان ساخت به طريق صناعت كى در علم اكسير آن را حملانات خوانند .
و فرق ميان ايشان آن است كى زر از خلاص برون آيد و اشباه نيايد ، و ما بعضى از آن اشباه ياد كنيم .
نظاير و اشباه زر به طريق صناعت
برنج شامى است و طريق عملش آن است كى نحاس را تنقيه كنند چند كرّت تا پاك شود . و به هر بيست درم دو درم آهن نرم براندازند و آن را صفائح تنك كنند ، و بگيرند توتياى نايژه به غايت تنك مدّبر كرده و سفيد شده ، و در ميان خرماى خبيصى نهند و بكوبند و آن را تشويهء معتدل كنند . پس آن را بسايند و تر كنند و هر روى را ، و هر دو روى طبقهء مس را بدان طلى كنند و بگذارند تا خشك شود . آن را درهم پيچند و بوته به قدر آن صفائح بگيرند كه آن را سرپوشى هم از گل بوته ساخته باشند و آن درهم پيچيده را در آن بوته نهند و خلاء بوته را به آبگينهء سوده پر كنند و سرش استوار كنند و به آتش فحم بگدازند و در سبيكه افگنند . شبهى مثل زر سرخ برون آيد .
و هرچندان مقدار مذكور را بدين تفصيل تكرار مىكنند