سى و هفت مثقال و نيم قلعى .
و به اين اعتبار يك مثقال زر به شكل و حجم برابر چهار دانگ و تسوى و جوى سيماب باشد ، و مقابل نيم مثقال و سه جو نقره ، و برابر دو دانگ و تسوى روى ، و برابر دو دانگ و نيم و جوى آهن ، و برابر دو دانگ و تسوى و جوى قلعى .
« * » [ نظم ]
نه فلزّ مستوىّ الحجم را چون بركشى * وزن هريك مختلف آيد يقين بىاشتباه
زر لكن زيبق الم اسرب دهن ارزيز حل
100 71 59 38
فضّهند آهن يكى مس و شبه مه صفر ماه
54 40 45 46
ز روى جثهء هفتاد و يك درم سيماب * چل و شش است زارزيز سى و هفت شمار
( جوهرى است كه ديك ختائى از وى سازند )
ذهب صدست و سرب پنجه و نه ، آهن چل * برنج و مس چل و پنج « 1 » است و نقره پنجه و چار
* * * و آنچ به آب امتحان كردهست : يك مثقال از ياقوت آسمانگون مثل پنج دانگ و سه تسو از ياقوت سرخ باشد ، و از زمرّد چهار دانگ و تسوى ، و از لاجورد مثل او ، و از جزع و بلور چهار دانگ الّا دو جو ، و از مرواريد چهار دانگ ، و از عقيق چهار دانگ الّا جوى ، و از مرجان مثله و از لعل « 2 »
هامش
* - ازينجا تا آخر اشعار در حاشيه تحرير شده است .
( 1 ) - اصل : هشت ، نسخهء مورخ 991 : چهل و پنج
( 2 ) - دنبالهء مطلب در نسخ ناقص مانده است .