خلاص زر سرخ
چون جوهرى ديگر نقره يا مس يا قلعى يا اسرب و آهن يا از مركّبات سفيد روى و غير آن با وى آميخته باشد و خواهند كه زر را ازو جدا كنند فراگيرند يك جزو نمك خوش و دو جزو آجر پختهء سرخ و چهار جزو گل سفيد و هريك را جدا خرد بسايند و باز جمله اجزا برهم آميزند و در خنورى از سفال نهند و زر سبيكه را كفشير مال كنند تا در اجزاى زر تخلخل پديد آيد و پختهء آن خالصتر گردد .
و در تنور خلاص سه شبانروز آتش مىكنند تا خالص و پاك شود و به درجهء طلى رسد و از آن دارو باز نقره به حاصل كنند هرچند صورت خاكى گشته باشد آن را به صنعت احيا كنند .
و اگر جوهرى ديگر باشد آتش آن را نيست كرده باشد و هيچ به حاصل نيايد . [
b
37 ]
فصل در الحام زر
نخست زر را از وسخ پاك كنند و به ريگ مكّى بمالند و هر دو پاره را با يك پاره زاج به هم باز نهند و به آتش نيك بتابند درهم ملصق شود . و ميان نقره و زر و طلا همين توان كرد و اكثر زرهاى طلا كه بر نقره نهند بدين طريق نهند .
و طريق ديگر آن است كى به الحام الصاق كنند .
و الحام را تركيب بدين طريق كنند : فراگيرند چهار دانگ زر ، و دانگى مس خالص ، و دانگى نقرهء خالص ، برهم