و طريق حاصل كردن آنچنان باشد كى اسرب را بگدازند .
نقره به حكم ثقالت از اسرب با زير نشيند و ترسّب « 1 » كند ، و هرچ از فلزّات با وى بياميزند صورت وى را باطل كند .
و چون آن را درگاه نهند كى روباس نقره است به حالت طبيعى خويش باز شود .
و اگر به وقت گداز گوگرد بر وى افكنند صورت وى را فاسد كند .
و اگر گوگرد بر نقره طلى كنند نقره را سياه كند ، و در خلاص زر خاكى شود كه البتّه احساس صورت نقره نتوان كرد .
و اگر مدّتى مديد در زير خاك كنند آن خاك مثل خاكسترى شود .
و اگر خواهند كسى اين خاكستر مرده را زنده كنند به سيماب زنده كنند و صورت اصل جوهر او را به جاى خويش باز آرند .
و اگر به اسرب آميخته بود در زير خايسك بشكند و پاره شود .
و زرگران سيمسوخته بدين طريق كنند : فراگيرند يك درم نقرهء خالص و يك درم مس خالص و نيم دانگ اسرب خالص .
مس و نقره را نيك برهم گدازند و مقدار نيم درم گوگرد زرد به دو نوبت بر وى افكنند تا آن جمله يكى شود . آنگاه در ميان گوگرد ريزند لون آن سياهى به غايت روشن شده باشد .
و اگر يك نوبت ديگر بگدازند لون آن خوبتر شود و اندكمايه صلابتى گيرد ، آن را سيم سوخته گويند و به نقّاشيها [ ى ]
هامش
( 1 ) - زير آن كلمهء « رسوب » الحاق شده است .