و جائى كه محتاج داغ بود چون به زر داغ كنند هرگز عفن نگردد و ريم نكند و زود بهتر گردد .
و اگر عضوى را به داغ حاجت باشد آن را به ميل زر داغ كنند بهتر باشد و نافعتر و جراحت داغ زودتر اصلاح پذيرد .
و اگر به ميل زر سرمه در چشم كشند نفع زيادت كند .
سوزش و دمعه را نيكو باشد ، و نظر را قوى كند .
و اگر زر خلاصى تمام عيار بىغشّ در وقت گداختن چون آن را در سبيكه ريزند بر روى او جرمى ارضى پيدا شود مثل صفائح و آنگاه چون پر طاوس درفشد ، و گاه زنگارى باطراوت باشد ، و گاهى خاك ناك بود ، و گاهى سياهى باشد كه با سرخى زند ، و آن بعد از اندكمايه روزگارى زنگارى شود . آن جوهر را قليمياى زر گويند ، و آن از جملهء ادويهها شريفتر و عزيز الوجودست ، و در داروهاى چشم خاصيّتى بزرگ دارد و هيچ دارو قائم مقام او نيست .
و اقليميا اگر به سالهاى دراز زر گدازند يك بار يا دو كرّت از وى اندكى بيش نيفتد .
و زر مصوّل كرده صاحب داء الثّعلب را نافع بود .
و زر حلّ كرده را به آب صمغ بنويسند و به جزع آن را مهره زنند برّاق و روشن شود .
لون زر دادن
و جمله فلزّات غير آهن از زر و نقرهء گداخته حملانات بيشتر قبول كند .
چون نحاس را بر زر گداخته يار كنند سياهى در طبيعت