باب اول در صفت زر و خاصيت و منفعت آن و غش آن
هرگاه كه شعاعات آفتاب در زمينى مستعدّ تأثير كند به سبب اثر حرارت و سخونت در تجاويف آن زمين دخانى و بخارى متولّد شود . و به سببى معيّن ميان ايشان ازدواجى و تركيبى افتد و اجزاى آن متشابه گردد ، پيش از استحالت ايشان آن جوهر حاصل يا با عيار بود يا معرّى از عيار . آن مادّه كه با عيار بود در غايت رّقت و صفا بود و نضجى كامل يافته ، قدرت لا يزالى آن مادّه را صورت زرى اعطا كند و حدوث جوهر زر ازين وجه باشد .
« * » و بهترين زر آن است كى سرخ باشد و نرم در پيچيدن و سخت نباشد .
و علّت آنك بعضى زرها در معادن خالص بود و بعضى نبود آن است كى با مادّهء زر خالص در اصل فطرت هيچ جوهر ديگر آميخته نبود .
و غير خالص آنك با نقره يا مس آميخته بود ، به حكم مجاورت آن زر و قلّت و كثرت به علّت اختلاط آن مادهء غريب باشد .
و زر جوهرى است محبوب دلها و مقبول جانها . طبيعت او گرم و تر و به روايت متقدّمان معتدل و لطيف .
هامش
* - از اينجا تا آخر سطر بعد در حاشيه تحرير شده است .