و صورت جوهر زر به هيچ چيز از كيفيّات عناصر اربعه فساد نپذيرد ، و هيچ قوّت اركان آن را به قهر و قسر باطل نتواند كرد .
و بيشترى از فلزّات چون مخالف آن باشد فساد قبول كند ، و هرچ با زر بياميزد در جوهر زر تغيّرى پيدا نيايد ، قوّت آتش آن را ازو جدا كند و زر خالص بماند ، و نقره را همين خاصيّت است .
و ديگر هيچ نوع را از فلزّات اين خاصيّت نيست كى جوهر مخالف را به تدريج از وى جدا شود ، و او بر حال طبيعى خويش بماند ، و فرق ميان او و نظير او خلاص است .
و اگر مدّتهاى مديد زر « 1 » را در زمين زير خاك بمانند لونش متغيّر نشود و هيچ از وى كم نگردد « 1 » ، و جملهء فلزّات به اندك روزگار در زير خاك متغيّر گردد و اگر بيشتر بماند صورتش خاك شود .
و زر خالص آن است كى چندانك آن را با خلاص برند غير يك جو از وى نقصان نكند و آن را زر طلى خوانند .
و بعد از آنك در زر منفعت بسيارست و ناموس اصغر ، حقّ تعالى به كمال قدرت خويش آن را عزيز گردانيده است و قاضى الحاجات خلايق كرده و او را سبب نظام معيشت دنيائى ساخته ، بدين سبب او را مزاجى داده كه فساد زود به صورت او راه نيابد [
b
36 ] چون خالص باشد ، تا هر قومى به حسب عادت خويش از آن نقدى ساختهاند .
هامش
( 1 ) - بالاى سطر « نقصان نپذيرد » الحاق شده است .