فصل در ذكر زيبق و خواص او
سيماب مانند نقرهء گداخته باشد و آن جوهرى است معدنى ، و معادن او بسيار جايهاست ، و بهترين آن فرنگى است كى از چشمه به ترشّح برون مىآيد .
و سيماب در جمله فلزّات تأثير كند ، و طبيعت او سرد و تر است در درجهء دوم ، و مصعّد آن قابض و قاتل است .
و چون خواهند كه نقره يا نحاس يا برنج را زراندود كنند اول آن را از وسخ پاك كنند و به ريگ مكّى بمالند و به سيماب طلى كنند و زر طلا تنك كرده را در سيماب حلّ كنند و آن چيز را بر روى آتش نهند و قدرى آب زمه به آن بياميزند و سيماب را بر روى آن چيز طلى كنند . به كرّات همچنين مىكنند تا به غايت رنگين شود . پس آن را به پنبه بمالند و به ريگ مكّى بشويند و بمالند مثل طلى شود . اين فايده به سيماب مخصوص است .
و سيماب مضرّ و مبطل است جملهء خواصّ حواسّ را ، على الخصوص حاسّهء سمع و بصر را .
و سيماب مصعّد زهرى است قابض قاتل و پازهر آن سداب است وقى كردن ، « * » و رائحهء آن به غايت مضرّست .
و از زيبق زنجفر سازند اهل صناعت اكسير . به شركت كبريت مختنق و منعقد گردد .
و سيماب جملهء اجسام فلزّات را سپيد كند چون بر آن طلى كنند ، و زر و نقره را حلّ كند .
هامش
* - ازينجا تا آخر عبارت در حاشيه تحرير شده است .