و شستى چهل و دو مثقال [ و صد ] و بيست و شش عقد ، هرعقدى دو دانگ .
و چهلى بيست و هشت مثقال باشد و صد و شست و هشت عقد ، هر عقدى دانگى .
و سى اى بيست و يك مثقال ،
و بيست و پنجى هفده مثقال .
و درين دو عقد آخرين اعتبار عقد نكردهاند از غايت صغر ، و اين وزن مذكور قرار قديم است .
و هرچ از وزن عدد عقود كم كنند خيانت و نقصان باشد .
و دون بيست و پنجى آن را « گزى » خوانند يعنى به گز فروشند . [
a
19 ]
و آنچ احتمال ثقب نكند آن را « خاك مرواريد » خوانند ، * متاع فرنگ است * ، و آن را در مفرّحات و داروى چشم به كار دارند .
و لفظ « لفه » « 1 » را از « الف » گرفتهاند ، و عادت وضع قديم جوهريان چنان بودست كى لفه « 2 » را كه عبارت از بيست و چهار درمسنگ باشد آن را بيست و چهار نهادهاند . بدين تفصيل :
دو هشتادى ، پنج شستى ، پنج چهلى ، هشت سىاى ، چهار بيست و پنجى .
و در سواحل فارس و هرمز در قديم حساب مرواريد به لفه « 2 » مىكردهاند و بدين روزگار آن منسوخ است .
هامش
( 1 ) - ميان دو ستاره در حاشيه تحرير شده است .
( 2 ) - دفعهء قبل « الفه » ( ص 99 س 9 ) نوشته بود .