تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
شلغمى و ترنجى ، و بواقى ناپسنديده بود . امّا آنچ « 1 » به سوراخ مرواريد تعلّق دارد دوگونه بود : فراخى و تنگى سوراخ در مرواريد . و در قديم سوراخ تنگ پسنديده داشتندى ، و آنچ فراخ سوراخ بودى نيم بها بيش نخريدندى . [
b
19 ] اكنون اقوام تركان چندان فرق نمىكنند . از بهر آنك مرواريد فراخ سوراخ دربند كشيدن و بر جامه دوختن به ريسمان محكم‌تر و آسان‌تر باشد . امّا بايد كه بسيار فراخ نبود . و ديگر راستى و كژى سوراخ معتبر مىدارند . اگر سوراخ راست بر ميان بود پسنديده باشد ، و اگر بر يك سوى باشد و كژ ناپسنديده بود . بهاى آن كمتر شود . و يك نيمه فراخ بود و يك نيمه تنگ ، هم عيب باشد .

و امّا آنچ تعلّق به بزرگى و خردى مرواريد دارد و معرفت غربال آن

چون مرواريد بسيار از اصداف حاصل شود قاعده چنان باشد كه بر غربالهائى كى جهت اين كار ساخته باشند ريزند كه سوراخهاى آن در فراخى و تنگى مختلف باشد . و در قديم پنج غربال بيش نبوده است ، و اكنون تا سيزده غربال ساخته‌اند ، و مانند پوست پياز طبقه طبقه در درون يكديگر نهاده از مس يا پوست آهو ، و ثقبهاى آن را به كورسنب مدّور سفته . امّا غربال اوّل كى « 2 » سوراخ او از همه تنگتر باشد هرچ به او فرورود آن را مرواريد ريزه خوانند . از خردى سوراخ
هامش
( 1 ) - اصل : اما آنچ تعلق به سوراخ . ( 2 ) - كى كه .