تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و اگر پيرامون او مستوى بود و درو استداوتى در پهنى باشد و بالاى آن مقبّب و زير به راستى ميل دارد آن را شلجمى خوانند . و هر مرواريد كه عرضانى بود در تيزى و هر دو روى او يكسان آن را عدسى گويند . و هرچ مدوّر و طولانى باشد و اطراف او از ميان باريكتر آن را بيضى خوانند . و طولانى كى پيرامون آن مدوّر متساوى بود و هر دو سرش مسطّح متساوى آن را دهلى خوانند . و اگر طول آن كمتر از عرض باشد دفّى خوانند . و اگر هم بر آن شكل باشد و طول و عرض آن يكسان آن را [ « 1 » ] خوانند . و هر دانهء بيضى كى طولش اسطوانى « 2 » شكل باشد آن را زيتونى خوانند . و اگر هر دو سرش ماليده باشد آن را شعيرى خوانند . و هردانهء عدسى كه يك روى او مسطّح باشد آن را فلكى خوانند . و هردانه كى قاعدهء آن مدوّر مسطّح باشد طولانى مثل شكل مهره آن را نردى خوانند . و مدوّرى كى مقبّب باشد مثل نصف كره و طول آن منتهى به نقطه‌اى مانند شكل مخروط آن را علامى « 3 » گويند . و علامى « 3 » بادام‌شكل را لوزى خوانند .
هامش
( 1 ) - در اصل سفيد است . ( 2 ) - كذا با طاء در اصل . ( 3 ) - در صفحهء 93 و نيز تنسوخ‌نامه : غلامى .