و اگر پيرامون او مستوى بود و درو استداوتى در پهنى باشد و بالاى آن مقبّب و زير به راستى ميل دارد آن را شلجمى خوانند .
و هر مرواريد كه عرضانى بود در تيزى و هر دو روى او يكسان آن را عدسى گويند .
و هرچ مدوّر و طولانى باشد و اطراف او از ميان باريكتر آن را بيضى خوانند .
و طولانى كى پيرامون آن مدوّر متساوى بود و هر دو سرش مسطّح متساوى آن را دهلى خوانند .
و اگر طول آن كمتر از عرض باشد دفّى خوانند .
و اگر هم بر آن شكل باشد و طول و عرض آن يكسان آن را [ « 1 » ] خوانند .
و هر دانهء بيضى كى طولش اسطوانى « 2 » شكل باشد آن را زيتونى خوانند .
و اگر هر دو سرش ماليده باشد آن را شعيرى خوانند .
و هردانهء عدسى كه يك روى او مسطّح باشد آن را فلكى خوانند .
و هردانه كى قاعدهء آن مدوّر مسطّح باشد طولانى مثل شكل مهره آن را نردى خوانند .
و مدوّرى كى مقبّب باشد مثل نصف كره و طول آن منتهى به نقطهاى مانند شكل مخروط آن را علامى « 3 » گويند .
و علامى « 3 » بادامشكل را لوزى خوانند .
هامش
( 1 ) - در اصل سفيد است .
( 2 ) - كذا با طاء در اصل .
( 3 ) - در صفحهء 93 و نيز تنسوخنامه : غلامى .