باشد . و در آن مغاص پيوسته مرواريد نباشد ، بل كى وقتى معيّن باشد . و بسيار اسباب موانع مغاصات باشد .
و در سالى دو ماه غوص توان كرد ، به هنگام آنك آفتاب در سرطان و اسد باشد . سبب آنك درين هنگام در درياى جايى كى آب تنك باشد گرم بود . هرآينه نهنگ به قعر بحر عميق گريزد ، آنگاه غوص توان كرد . و چون هوا خوش شود باز نهنگ در موضع غوص پديد شود .
و بهترين لؤلؤ از درياى قيس و بحرين خيزد و لؤلؤ آن را قطرى خوانند منسوب به قطرهء باران .
فصل در ذكر اصداف
صدف حيوانى است بر ظاهر پشت او دو دفّه درهم رسته كه آن را مفصلى باشد كه وقتى گشاده شود و گاهى فراهم آيد به اختيار او . و در ميان آن دو دفّه گوشتى بور رنگ ، و روش او به اطراف به انبساط و انقباض اين دفّتين باشد . و اطراف آن دو دفّه باريك باشد ، و صدف را آن دو دفّتان به منزلت پاى بود در سياحت .
و اصداف در روش فوج فوج روند ، چنانك يكديگر را زحمت نمايند .
و مىگويند كه ايشان را حاسّهء سمع نباشد ، و بر يك طرف دّفتين سر اوست ، و با گوشت او خلطى رقيق لزج مخاطى آميخته باشد .
و لؤلؤ در ميان آن گوشت است كى در جوف صدف است و