مشابهى ندارد . اين عبارت آشكارا عبارتهاى جملههاى مندرج در فصل اول كتاب را بخاطر مىآورد و حاكى از آنست كه نظام الملك آنها را بر مواردى كه از يك كتاب پيشين گرفته است افزوده .
بنابرين شايد بتوان گفت كه غزالى اين داستان را از سير الملوك نگرفته است .
شرح
( 13 ) ص 58 س 16 يزدجرد روشهاى پدران را بگردانيد - اين داستان يزدجرد بزهكار در نصيحة الملوك نيز آمده است و در عبارات و جملهبندى با سير الملوك شباهتهاى بسيار دارد . متن همين داستان كه در فارسنامه ص 74 آمده است با اين متن تفاوت بيشترى دارد .
عباس اقبال اين داستان را از متنى كه بكوشش او چاپ شده است حذف كرده ، زيرا بگفتهء او « هيچ صحت تاريخى ندارد » . اما اين عمل ايشان داراى دقت زياد به نظر ميرسد ، زيرا خود ايشان هم نوشتهاند كه اين كتاب داراى نادرستيها و اشتباهات تاريخى فراوانست .
( 14 ) ص 59 س 9 ابو دوانيق - ابو دوانيق كنيهء المنصور خليفهء دوم عباسى بود .
تاريخ گزيده مىگويد : چون در بخل مبالغه نمودى او را ابو دوانق خواندند .
( 15 ) ص 64 س 5 ابو على دقاق روزى بنزديك امير ابو على الياس اندر آمد - عين اين داستان در نصيحة الملوك ص 46 س 16 آمده است . ابو على حسن ابن محمد الدقاق از عرفاى بنام قرن چهارم بود . رجوع كنيد به كشف المحجوب ص 162 و تذكرة اولاليا ج 2 ص 178 . به نظر مىرسد كه مؤلف اين داستان ابو على محمد بن الياس را كه امير كرمان بود و در سال 256 فوت كرده با امير ابو على بن ابى الحسن سيمجورى كه در سال 378 از طرف نوح بن منصور سامانى به سپهسالارى و امارت خراسان منصوب شده اشتباه كرده است .
در فصل 10 اين كتاب ( ص 87 س 8 ) بار ديگر به ابو على الياس اشاره مىكند . در اين مورد او را امير كرمان و همزمان سلطان محمود غزنوى نوشته است كه اين نيز يكى ديگر از امور غيرممكن است .
( 16 ) ص 65 س 19 در خبر است - اين بند نيز در نصيحة الملوك ص 79 س 20 آمده است .