بدرياى فارس نزديك هند ، در زمان سابق آن جزيره و قطيف و لحسا از حساب بحرين بوده است ، اردشير بابكان بر آن جزيره شهرى ساخت ، نيزهء خطى از آنجا آورند . » و فارسنامه ص 60 س 20 مىگويد : « ( اردشير بنا كرد ) شهرى ببحرين كى آن را خط خوانند و نيزهء خطى از آنجا خيزد . » با وجود قول نزهة القلوب كه خط جزيرهاى بوده من گمان مىكنم كه خط همان دهى است كه امروز در ساحل عمان وجود دارد چند كيلومتر به طرف مشرق از رأس الخيمه بپايهء كوههاى جبل اخضر واقع شده .
شرح
( 38 ) ص 131 س 1 انگشترى در انگشت راست كرده - از متن چنين برمىآيد كه نظام الملك را رافضى تصور كردهاند زيرا كه انگشترى بدست راست داشته است . ر . ك . به سفينة البحار ذيل خاتم ( التختم باليمين ) .
( 39 ) ص 131 س 5 چكليان - بقول محمود كاشغرى ( ديوان لغات الترك ج 1 ص 330 ) تركمانان سلجوقى همه تركان شرقى را جكل مىناميدند . شاعران هم مردم جكل را بزيبايى ستودهاند . ر . ك . ديوان عطار .
( 40 ) ص 133 س 6 اندر ساخته داشتن علفها - با عبارت راحت الصدور ص 131 س 1 مقايسه كنيد - « و لشكرى كه همواره ملازم ركاب بودند و اسامى ايشان در جراياد ديوان مثبت بود چهل و شش هزار سوار بودند و اقطاعات ايشان در بلاد ممالك پراكنده بودى تا بهر طرف كه رسيدندى ايشانرا علوفه و نفقات معد بودى . »
( 41 ) ص 140 س 5 تا حاجت مىافتد بهر وقت تير انداختن - با دريافتن اينكه تير انداختن كنايهايست بمعنى سقط گفتن ابهام و اشكال قبلى از اين عبارت برداشته شد .
( 42 ) ص 141 س 1 ترتيب غلامان سراى - « تربيت » بجاى « ترتيب » از نظر مضمون بندهاى بعد اصلاح مناسبى مىنمايد . ولى همه نسخهها به غير از نسخهءN« ترتيب » دارند و عبارت نسخهءNبا اينكه بسبب فقدان نقطهها قطعى نيست كمى به « ترتيب » نزديكتر است .
( 43 ) ص 141 س 15 گنزى - شكل اين تركيب حدسى است ولى مبنى بر آن است كه كتاب نسخههاى بعدىKBاسم شهر گنجه را مىشناختند و جغرافيانويسان عرب اين اسم را جنزه مىنوشتند . گنزى نيز بتلفظ امروزهء آذربايجانيها نزديك است .
( 44 ) ص 144 س 14 امير خراسان نوح بن نصر - اين دخالت الپتگين در مسئلهء جانشينى