تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
آن است كه آمن بر نفس خود نماند . و در « منشور » گفته كه باقى نماند در او مسلمى و نه ذمّئى آمن الّا بامان مشركان . و نزد ابو يوسف و محمد رحمهما اللّه آن است كه گاهى كه جارى شود در او احكام شرك دار الحرب مىگردد ، خواه متصل بدار الحرب باشد و خواه نى ، و خواه كه باقى ماند در او مسلمانى يا ذمّئى آمن بامان اول يا باقى نماند . و امامين را دليل آن است كه ما اجماع كرده‌ايم بدان كه دار الحرب دار الاسلام مىشود باجراى احكام اسلام در او ، و اگر چه باقى ماند در او كافرى اصلى ، و متصل بدار الاسلام نباشد ، بدان وجه كه باشد ميان او و ميان دار الاسلام مصرى ديگر از آن اهل حرب . پس هم‌چنين واجب است كه بازگردد دار الاسلام دار الحرب گاهى كه جارى گردانيده شود در او احكام شرك ، و اگر چه باقى ماند در او مسلمى يا ذمّئى آمن بامان اول ، يا باشد در وسط بلاد اسلام باجراى احكام شرك در او از جهت اعتبار دار الحرب بدار الاسلام . و دليل امام اعظم رحمه اللّه آن‌كه آن بلده دار الاسلام شده باجراى احكام اسلام در او ، پس ما دام كه باقى باشد چيزى از احكام دار الاسلام در او ، باقى مىماند دار الاسلام ، بنابرآن‌كه در اصول معلوم شده كه هرگاه كه ثابت شود حكم بعلتى ، پس ما دام كه چيزى از علت باقى باشد باقى مىماند حكم بقاى آن علت . و همچنين ياد كرده شيخ الاسلام ابو بكر رحمه اللّه در شرح « سير اصل » . و ذكر كرده رحمه اللّه در موضعى ديگر از « شرح سير » كه دار الاسلام دار الحرب نمىشود ما دام كه باقى است چيزى از احكام اسلام ، و اگر چه زايل شود غلبهء اهل - الاسلام . و شيخ الاسلام ابو يسر رحمه اللّه در « سير اصل » نيز گفته كه دار الاسلام دار الحرب نمىشود ما دام كه باطل نگردد جميع آن چيزى كه بدان دار الاسلام شده . و شيخ الاسلام الاسفيجابى رحمه اللّه در « مبسوط » خود گفته كه دار الاسلام محكوم است ببودن او دار الاسلام ، پس باقى مىماند اين حكم ببقاى يك حكم در او ، و باز نمىگردد دار الحرب الّا بعد از زوال قرائن . و دار الحرب دار الاسلام مىگردد بزوال بعضى قراين ، و آن آنست كه جارى گردد در او احكام اهل اسلام . و امام لامشى رحمه اللّه در « واقعات » خود گفته كه دار الحرب دار الاسلام شده به اين